psychoanalyze dreams
کاوش در مورد رویاها
psychoanalyze behavior
کاوش در مورد رفتار
psychoanalyze feelings
کاوش در مورد احساسات
psychoanalyze trauma
کاوش در مورد آسیبهای روحی
psychoanalyze thoughts
کاوش در مورد افکار
psychoanalyze relationships
کاوش در مورد روابط
psychoanalyze issues
کاوش در مورد مشکلات
psychoanalyze patterns
کاوش در مورد الگوها
psychoanalyze motives
کاوش در مورد انگیزهها
psychoanalyze self
کاوش در مورد خود
it is important to psychoanalyze your dreams.
تحلیل رویاهای خود بسیار مهم است.
she decided to psychoanalyze her childhood experiences.
او تصمیم گرفت تجربیات دوران کودکی خود را تحلیل کند.
therapists often psychoanalyze their patients' behaviors.
درمانگران اغلب رفتارهای بیماران خود را تحلیل می کنند.
he wants to psychoanalyze the reasons behind his anxiety.
او می خواهد دلایل اضطراب خود را تحلیل کند.
they will psychoanalyze the character in the novel.
آنها شخصیت را در رمان تحلیل خواهند کرد.
to understand her better, i need to psychoanalyze her actions.
برای درک بهتر او، من باید اقدامات او را تحلیل کنم.
many people seek therapy to psychoanalyze their relationships.
بسیاری از افراد برای تحلیل روابط خود به دنبال درمان هستند.
he believes that psychoanalyzing his thoughts will help him.
او معتقد است که تحلیل افکارش به او کمک خواهد کرد.
she learned to psychoanalyze her emotions effectively.
او یاد گرفت که به طور موثر احساسات خود را تحلیل کند.
in class, we discussed how to psychoanalyze literary characters.
در کلاس، ما در مورد نحوه تحلیل شخصیت های ادبی بحث کردیم.
psychoanalyze dreams
کاوش در مورد رویاها
psychoanalyze behavior
کاوش در مورد رفتار
psychoanalyze feelings
کاوش در مورد احساسات
psychoanalyze trauma
کاوش در مورد آسیبهای روحی
psychoanalyze thoughts
کاوش در مورد افکار
psychoanalyze relationships
کاوش در مورد روابط
psychoanalyze issues
کاوش در مورد مشکلات
psychoanalyze patterns
کاوش در مورد الگوها
psychoanalyze motives
کاوش در مورد انگیزهها
psychoanalyze self
کاوش در مورد خود
it is important to psychoanalyze your dreams.
تحلیل رویاهای خود بسیار مهم است.
she decided to psychoanalyze her childhood experiences.
او تصمیم گرفت تجربیات دوران کودکی خود را تحلیل کند.
therapists often psychoanalyze their patients' behaviors.
درمانگران اغلب رفتارهای بیماران خود را تحلیل می کنند.
he wants to psychoanalyze the reasons behind his anxiety.
او می خواهد دلایل اضطراب خود را تحلیل کند.
they will psychoanalyze the character in the novel.
آنها شخصیت را در رمان تحلیل خواهند کرد.
to understand her better, i need to psychoanalyze her actions.
برای درک بهتر او، من باید اقدامات او را تحلیل کنم.
many people seek therapy to psychoanalyze their relationships.
بسیاری از افراد برای تحلیل روابط خود به دنبال درمان هستند.
he believes that psychoanalyzing his thoughts will help him.
او معتقد است که تحلیل افکارش به او کمک خواهد کرد.
she learned to psychoanalyze her emotions effectively.
او یاد گرفت که به طور موثر احساسات خود را تحلیل کند.
in class, we discussed how to psychoanalyze literary characters.
در کلاس، ما در مورد نحوه تحلیل شخصیت های ادبی بحث کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید