pubic

[ایالات متحده]/'pjuːbɪk/
[بریتانیا]/'pjubɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مو یا پوست اطراف اندام تناسلی، مربوط به ناحیه اطراف اندام تناسلی، مربوط به استخوان لگن.

عبارات و ترکیب‌ها

pubic hair

موهای ناحیه تناسلی

pubic area

ناحیه عمومی

pubic bone

استخوان شرمگاهی

pubic lice

کنه‌های عمومی

نمونه‌های واقعی

Secondary sex characteristic dysfunction includes a lack of breast development and pubic hair.

اختلال در ویژگی‌های جنسی ثانویه شامل عدم رشد پستان و موهای شرمگاهی است.

منبع: Osmosis - Endocrine

Looser zones frequently develop in the inferior and superior pubic rami of the pelvic bone.

مناطق ضعیف‌تر به طور مکرر در شاخه‌های تحتانی و فوقانی استخوان شرمگاهی لگن ایجاد می‌شوند.

منبع: Osmosis - Musculoskeletal

I have to manilate the baby through the pubic symphysis.

من باید نوزاد را از طریق مفصل عجبی شرمگاهی دستکاری کنم.

منبع: American Horror Story Season 1

The pubic lice story is… weird.

داستان شپش‌های شرمگاهی... عجیب است.

منبع: Scientific Insights Bilingual Edition

They also direct secondary sex characteristic development like increased height, growth of pubic hair and breasts.

آنها همچنین بر رشد ویژگی‌های جنسی ثانویه مانند افزایش قد، رشد موهای شرمگاهی و پستان‌ها نظارت دارند.

منبع: Osmosis - Endocrine

Interestingly, the incidence of pubic lice has actually decreased due to shaving and waxing.

جالب اینجاست که بروز شپش‌های شرمگاهی به دلیل اصلاح و مومی‌سازی در واقع کاهش یافته است.

منبع: Asap SCIENCE Selection

In stage 2, pubic hair appears and there's a measurable enlargement of the testes; and breast buds appear.

در مرحله 2، موهای شرمگاهی ظاهر می‌شوند و بزرگ شدن قابل اندازه‌گیری بیضه‌ها وجود دارد؛ و غدد پستانی ظاهر می‌شوند.

منبع: Osmosis - Endocrine

While the London Zoo remains colsed to the pubic, zookeepers are keeping the meerkats busy with an Easter egg hunt.

در حالی که باغ وحش لندن همچنان به روی عموم بسته است، نگهبانان حیوانات وحشی در حال سرگرم کردن میمون‌های سورکس با یک شکار تخم مرغی در روزهای شنبه هستند.

منبع: AP Listening Collection April 2020

So Norm—Normman has, like, pubic hair and she does not.

بنابراین نورم - نورمن، مانند، موهای شرمگاهی دارد و ندارد.

منبع: Radio Laboratory

It has been theorized that pubic hair removal also correlates directly with the rise of gonorrhea, chlamydia, and HPV infections.

حدس زده شده است که از بین بردن موهای شرمگاهی نیز به طور مستقیم با افزایش ابتلا به سوزاک، کلامیدیا و عفونت HPV مرتبط است.

منبع: Asap SCIENCE Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید