publicised

[ایالات متحده]/ˈpʌblɪsaɪzd/
[بریتانیا]/ˈpʌblɪsaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ترویج کردن یا به عموم شناساندن؛ اعلام کردن یا چیزی را به طور عمومی شناساندن؛ به طور عمومی ستایش یا تحسین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

publicised event

رویداد منتشر شده

publicised campaign

کمپین منتشر شده

publicised statement

اظهارات منتشر شده

publicised report

گزارش منتشر شده

publicised findings

یافته‌های منتشر شده

publicised announcement

اعلامیه منتشر شده

publicised results

نتایج منتشر شده

publicised research

تحقیقات منتشر شده

publicised interview

مصاحبه منتشر شده

publicised survey

نظرسنجی منتشر شده

جملات نمونه

the results of the study were publicised widely in the media.

نتایج مطالعه به طور گسترده در رسانه ها منتشر شد.

the charity event was publicised through social media.

رویداد خیریه از طریق رسانه های اجتماعی تبلیغ شد.

her achievements were publicised in a local newspaper.

دستاوردهای او در یک روزنامه محلی منتشر شد.

the new product was publicised with a major advertising campaign.

محصول جدید با یک کمپین تبلیغاتی بزرگ تبلیغ شد.

the conference details were publicised on the official website.

جزئیات کنفرانس در وب سایت رسمی منتشر شد.

the artist's latest album was publicised through various channels.

آخرین آلبوم هنرمند از طریق کانال های مختلف تبلیغ شد.

the findings were publicised to raise awareness about the issue.

یافته ها برای افزایش آگاهی در مورد این موضوع منتشر شد.

the event was publicised with posters around the city.

رویداد با پوسترها در سراسر شهر تبلیغ شد.

publicised information can influence public opinion.

اطلاعات منتشر شده می تواند بر نظر عمومی تأثیر بگذارد.

the campaign was publicised by influencers on social media.

کمپین توسط اینفلوئنسرها در رسانه های اجتماعی تبلیغ شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید