pule

[ایالات متحده]/pjuːl/
[بریتانیا]/pjuːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به آرامی گریه کردن یا ناله کردن؛ به آرامی ناله کردن یا sob کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریpuling
شکل سوم شخص مفردpules
زمان گذشتهpuled
قسمت سوم فعلpuled

عبارات و ترکیب‌ها

pule out

بیرون بکش

pule over

روی آن را بکش

pule it

آن را بکش

pule away

دور بکش

pule back

پس بکش

pule through

از آن عبور کن

pule down

پایین بکش

pule up

بالا بکش

pule on

روشن کن

pule for

برای آن

جملات نمونه

she began to pule when she lost her favorite toy.

او شروع به گریه کرد وقتی اسباب بازی مورد علاقه اش را گم کرد.

the baby started to pule in the middle of the night.

نوزاد در نیمه شب شروع به گریه کرد.

he couldn't help but pule after hearing the sad news.

او نتوانست جلوی گریه خود را بگیرد بعد از شنیدن اخبار غم انگیز.

when the puppy was left alone, it began to pule.

وقتی توله سگ تنها رها شد، شروع به گریه کرد.

she tried to comfort him, but he continued to pule.

او سعی کرد او را آرام کند، اما او همچنان به گریه ادامه داد.

the sound of the child’s pule filled the room.

صدای گریه کودک اتاق را پر کرد.

after the fall, he started to pule loudly.

بعد از سقوط، او شروع به گریه بلند کرد.

it was hard to concentrate with the baby’s pule in the background.

با صدای گریه نوزاد در پس زمینه، تمرکز کردن سخت بود.

the kitten would pule whenever it was hungry.

هر زمان که گرسنه بود، بچه گربه گریه می کرد.

she felt a wave of sadness as she heard him pule.

وقتی او را گریه کرد، او احساس یک موج غم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید