church pulpits
محرابههای کلیسا
pulpits of power
محرابهای قدرت
pulpits for change
محرابههای تغییر
pulpits of faith
محرابههای ایمان
pulpits of justice
محرابهای عدالت
political pulpits
محرابههای سیاسی
pulpits of influence
محرابهای نفوذ
pulpits of truth
محرابهای حقیقت
pulpits of wisdom
محرابهای خرد
pulpits of hope
محرابهای امید
the pastor delivered a powerful sermon from the pulpits.
کشیش یک سخنرانی قدرتمند از جایگاه سخنرانی ایراد کرد.
many churches have ornate pulpits that are beautifully crafted.
بسیاری از کلیساها دارای جایگاههای سخنرانی پیچیده و زیبا هستند.
she felt nervous speaking from the pulpits for the first time.
او برای اولین بار احساس اضطراب کرد در حالی که از جایگاه سخنرانی صحبت میکرد.
pulpits often symbolize the authority of the church.
جایگاههای سخنرانی اغلب نمادی از اقتدار کلیسا هستند.
he spent hours preparing his speech for the pulpits.
او ساعتها وقت صرف آمادهسازی سخنرانی خود برای جایگاه سخنرانی کرد.
during the service, the choir sang from the pulpits.
در طول مراسم، گروه کر از جایگاه سخنرانی خواند.
she admired the intricate designs of the old pulpits.
او به طراحیهای پیچیده جایگاههای سخنرانی قدیمی علاقه داشت.
pulpits are often the focal point of a church's interior.
جایگاههای سخنرانی اغلب نقطه کانونی فضای داخلی کلیسا هستند.
he stepped up to the pulpits with confidence.
او با اعتماد به نفس به سمت جایگاه سخنرانی رفت.
the message from the pulpits resonated with the congregation.
پیام از جایگاه سخنرانی با جمعیتی که در آن حضور داشتند، همخوانی داشت.
church pulpits
محرابههای کلیسا
pulpits of power
محرابهای قدرت
pulpits for change
محرابههای تغییر
pulpits of faith
محرابههای ایمان
pulpits of justice
محرابهای عدالت
political pulpits
محرابههای سیاسی
pulpits of influence
محرابهای نفوذ
pulpits of truth
محرابهای حقیقت
pulpits of wisdom
محرابهای خرد
pulpits of hope
محرابهای امید
the pastor delivered a powerful sermon from the pulpits.
کشیش یک سخنرانی قدرتمند از جایگاه سخنرانی ایراد کرد.
many churches have ornate pulpits that are beautifully crafted.
بسیاری از کلیساها دارای جایگاههای سخنرانی پیچیده و زیبا هستند.
she felt nervous speaking from the pulpits for the first time.
او برای اولین بار احساس اضطراب کرد در حالی که از جایگاه سخنرانی صحبت میکرد.
pulpits often symbolize the authority of the church.
جایگاههای سخنرانی اغلب نمادی از اقتدار کلیسا هستند.
he spent hours preparing his speech for the pulpits.
او ساعتها وقت صرف آمادهسازی سخنرانی خود برای جایگاه سخنرانی کرد.
during the service, the choir sang from the pulpits.
در طول مراسم، گروه کر از جایگاه سخنرانی خواند.
she admired the intricate designs of the old pulpits.
او به طراحیهای پیچیده جایگاههای سخنرانی قدیمی علاقه داشت.
pulpits are often the focal point of a church's interior.
جایگاههای سخنرانی اغلب نقطه کانونی فضای داخلی کلیسا هستند.
he stepped up to the pulpits with confidence.
او با اعتماد به نفس به سمت جایگاه سخنرانی رفت.
the message from the pulpits resonated with the congregation.
پیام از جایگاه سخنرانی با جمعیتی که در آن حضور داشتند، همخوانی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید