puncturer

[ایالات متحده]/[ˈpʌŋ(t)ʃər]/
[بریتانیا]/[ˈpʌŋ(t)ʃər]/

ترجمه

n. یک فرد یا چیزی که سوراخ می‌زند؛ یک متخصص پزشکی که سوراخ‌ها انجام می‌دهد، مانند در آکوپunkt یا پونکچر لومبار.
v. سوراخ زدن یا ایجاد سوراخ در.

عبارات و ترکیب‌ها

puncturer's tool

ابزار پونکتور

puncturer working

کار پونکتور

puncturer used

پونکتور استفاده شده

puncturer's job

وظیفه پونکتور

puncturer applying

اعمال پونکتور

puncturer's skill

مهارت پونکتور

puncturer testing

آزمایش پونکتور

puncturer repairing

repairing پونکتور

puncturer operating

عملیات پونکتور

puncturer maintaining

نگهداری پونکتور

جملات نمونه

the skilled puncturer carefully inserted the needle.

پونکتور ماهر به دقت سرنی را داخل کرد.

he trained as a puncturer to help patients with iv lines.

او به عنوان یک پونکتور آموزش دید تا بیماران را در مورد خطوط ایو کمک کند.

the puncturer used a sterile needle for the blood draw.

پونکتور از یک سرنی استریل برای خون گیری استفاده کرد.

a qualified puncturer is essential for safe venipuncture.

یک پونکتور مجاز برای پونکتوری ایمن ضروری است.

the puncturer cleaned the area before the injection.

پونکتور قبل از تزریق منطقه را تمیز کرد.

she is a registered puncturer with years of experience.

او یک پونکتور ثبت نام کرده با سال ها تجربه است.

the puncturer’s steady hand ensured a painless experience.

دست پونکتور که ثابت بود تجربه درد ناکردنی را تضمین کرد.

the puncturer demonstrated proper needle disposal techniques.

پونکتور فنون درست ریختن سرنی را نشان داد.

the puncturer’s role is vital in a hospital setting.

نقش پونکتور در محیط بیمارستانی حیاتی است.

the puncturer followed all safety protocols diligently.

پونکتور با دقت تمامی پروتکل های ایمنی را رعایت کرد.

the puncturer prepared the site for the biopsy.

پونکتور محل را برای بیوپسی آماده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید