perforating

[ایالات متحده]/[pəˈfɔːrɪtɪŋ]/
[بریتانیا]/[pərˈfoʊrɪtɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present participle of perforate) سوراخ کردن؛ از سوراخ عبور کردن. / عبور کرده یا نفوذ کرده.
adj. برای سوراخ کردن یا ایجاد سوراخ کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

perforating pain

درد نافذ

perforating ulcer

زخم نافذ

perforating vessel

سرخرگ نافذ

perforating beam

بار نافذ

perforating instrument

ابزار نافذ

perforating the membrane

نافذ شدن غشاء

perforated surface

سطح سوراخ‌دار

perforating arrow

تیر نافذ

perforating sound

صدای نافذ

perforating structure

ساختار نافذ

جملات نمونه

the bullet was perforating the wall with surprising ease.

گلوله به راحتی دیوار را سوراخ می‌کرد.

the sound of perforating rain echoed through the valley.

صدای سوراخ‌کننده باران در دره طنین‌انداز بود.

the artist used a perforating tool to create the design.

هنرمند از یک ابزار سوراخ‌کننده برای ایجاد طرح استفاده کرد.

the perforating needle made a small hole in the fabric.

سوزن سوراخ‌کننده یک سوراخ کوچک در پارچه ایجاد کرد.

the loud noise of the perforating machine was unsettling.

صدای بلند ماشین سوراخ‌کننده آزاردهنده بود.

we heard the perforating sound of the drill nearby.

ما صدای سوراخ‌کننده دریل را در نزدیکی شنیدیم.

the perforating spray created tiny holes in the soil.

اسپری سوراخ‌کننده سوراخ‌های کوچکی در خاک ایجاد کرد.

the perforating light of the sun shone through the clouds.

نور سوراخ‌کننده خورشید از میان ابرها می‌تابید.

the perforating questions challenged the speaker's assumptions.

سوالات سوراخ‌کننده فرضیات سخنران را به چالش کشید.

the perforating heat of the desert was almost unbearable.

گرمای سوراخ‌کننده صحرا تقریباً طاقت‌فرسا بود.

the perforating gaze of the audience made him nervous.

نگاه سوراخ‌کننده مخاطبان او را مضطرب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید