puppetries

[ایالات متحده]/'pʌpɪtrɪ/
[بریتانیا]/'pʌpɪtri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عروسک; عروسک خیمه‌ای; تئاتر عروسکی.

عبارات و ترکیب‌ها

traditional puppetry

عروسه بازی سنتی

جملات نمونه

Puppetry has a long history in many cultures around the world.

عروسکی سابقه طولانی در بسیاری از فرهنگ‌های جهان دارد.

She learned the art of puppetry from her grandmother.

او هنر عروسه‌نویسی را از مادربزرگش آموخت.

The puppetry performance was mesmerizing and captivating.

اجرای عروسه‌ای مسحورکننده و جذاب بود.

He combined puppetry with storytelling to create a unique show.

او عروسه‌نویسی را با داستان‌سرایی ترکیب کرد تا یک نمایش منحصر به فرد ایجاد کند.

The puppetry workshop attracted people of all ages.

کارگاه عروسه‌نویسی افراد در تمام سنین را جذب کرد.

Puppetry requires a great deal of skill and precision.

عروسه‌نویسی به مهارت و دقت زیادی نیاز دارد.

They used puppetry as a form of protest against the government.

آنها از عروسه‌نویسی به عنوان یک شکل اعتراض به دولت استفاده کردند.

The puppetry festival showcased performances from different countries.

جشنواره عروسه‌نویسی اجراها را از کشورهای مختلف به نمایش گذاشت.

She studied puppetry in order to pursue a career in the arts.

او عروسه‌نویسی را مطالعه کرد تا شغلی در هنر دنبال کند.

The puppetry troupe traveled around the world to share their craft.

گروه عروسه‌نویسی برای به اشتراک گذاشتن هنر خود در سراسر جهان سفر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید