pushback

[ایالات متحده]/ˈpʊʃbæk/
[بریتانیا]/ˈpʊʃbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تأخیر هواپیما در حرکت؛ تأخیر هواپیما در حرکت

عبارات و ترکیب‌ها

pushback against

مخالفت

pushback deadline

مهلت مخالفت

pushback strategy

استراتژی مخالفت

pushback request

درخواست مخالفت

pushback plan

برنامه مخالفت

pushback response

پاسخ مخالفت

pushback action

اقدام مخالفت

pushback measure

اقدام احتیاطی

pushback option

گزینه مخالفت

pushback effect

اثر مخالفت

جملات نمونه

there was significant pushback from the community regarding the new policy.

واکنش قابل توجهی از سوی جامعه در مورد سیاست جدید وجود داشت.

the company faced pushback on its decision to cut jobs.

شرکت با تصمیم خود برای تعدیل نیروها با مقاومت روبرو شد.

we received pushback from stakeholders about the proposed changes.

ما از ذینفعان در مورد تغییرات پیشنهادی با مخالفت مواجه شدیم.

pushback from employees led to a reconsideration of the new hours.

مخالفت از سوی کارکنان منجر به بازنگری در ساعات کاری جدید شد.

there was pushback against the idea of increasing taxes.

مخالفت با ایده افزایش مالیات وجود داشت.

the project experienced pushback due to budget constraints.

به دلیل محدودیت‌های بودجه‌ای، پروژه با مقاومت مواجه شد.

pushback from customers prompted the company to change its strategy.

مخالفت از سوی مشتریان باعث شد شرکت استراتژی خود را تغییر دهد.

we anticipated some pushback on the new regulations.

ما انتظار داشتیم که در مورد مقررات جدید مقداری مخالفت وجود داشته باشد.

pushback from the public has delayed the construction project.

مخالفت از سوی مردم باعث تاخیر در پروژه ساختمانی شده است.

the team received pushback on their innovative ideas.

گروه با ایده های نوآورانه خود با مقاومت مواجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید