pushback against
مخالفت
pushback deadline
مهلت مخالفت
pushback strategy
استراتژی مخالفت
pushback request
درخواست مخالفت
pushback plan
برنامه مخالفت
pushback response
پاسخ مخالفت
pushback action
اقدام مخالفت
pushback measure
اقدام احتیاطی
pushback option
گزینه مخالفت
pushback effect
اثر مخالفت
there was significant pushback from the community regarding the new policy.
واکنش قابل توجهی از سوی جامعه در مورد سیاست جدید وجود داشت.
the company faced pushback on its decision to cut jobs.
شرکت با تصمیم خود برای تعدیل نیروها با مقاومت روبرو شد.
we received pushback from stakeholders about the proposed changes.
ما از ذینفعان در مورد تغییرات پیشنهادی با مخالفت مواجه شدیم.
pushback from employees led to a reconsideration of the new hours.
مخالفت از سوی کارکنان منجر به بازنگری در ساعات کاری جدید شد.
there was pushback against the idea of increasing taxes.
مخالفت با ایده افزایش مالیات وجود داشت.
the project experienced pushback due to budget constraints.
به دلیل محدودیتهای بودجهای، پروژه با مقاومت مواجه شد.
pushback from customers prompted the company to change its strategy.
مخالفت از سوی مشتریان باعث شد شرکت استراتژی خود را تغییر دهد.
we anticipated some pushback on the new regulations.
ما انتظار داشتیم که در مورد مقررات جدید مقداری مخالفت وجود داشته باشد.
pushback from the public has delayed the construction project.
مخالفت از سوی مردم باعث تاخیر در پروژه ساختمانی شده است.
the team received pushback on their innovative ideas.
گروه با ایده های نوآورانه خود با مقاومت مواجه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید