puttering

[ایالات متحده]/ˈpʌt.ər.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpʌt̬.ɚ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور آرام و بی هدف وقت گذراندن؛ به طور غیررسمی یا بی‌اثر مشغول بودن

عبارات و ترکیب‌ها

puttering around

در حال کار کردن بی‌هدف

puttering along

در حال پیش رفتن بی‌هدف

puttering about

در حال چرخیدن بی‌هدف

puttering in

وارد شدن و مشغول شدن

puttering out

خروج و مشغول شدن

puttering off

ترک کردن و مشغول شدن

puttering home

رفتن به سمت خانه و مشغول شدن

puttering on

ادامه دادن و مشغول شدن

puttering together

همکاری و مشغول شدن

جملات نمونه

she spent the afternoon puttering around the garden.

او بعد از ظهر مشغول وقت گذرانی در باغ شد.

he enjoys puttering in his workshop on weekends.

او از گذراندن وقت در کارگاه خود در آخر هفته‌ها لذت می‌برد.

after breakfast, i found myself puttering about the house.

بعد از صبحانه، خودم را مشغول گشتن در خانه یافتم.

the cat was puttering around, chasing after a butterfly.

گربه مشغول گشتن بود و در حال تعقیب یک پروانه بود.

we spent the day puttering at the beach, enjoying the sun.

ما روز را در ساحل گذراندیم و از آفتاب لذت بردیم.

he was puttering with the car, trying to fix the engine.

او مشغول دستکاری ماشین بود و سعی داشت موتور را تعمیر کند.

she likes puttering with her art supplies in the studio.

او از دستکاری لوازم هنری خود در استودیو لذت می‌برد.

the children were puttering around the playground, having fun.

بچه‌ها مشغول بازی در زمین بازی بودند و خوش می‌گذراندند.

he spent the morning puttering over his model trains.

او صبح را مشغول دستکاری قطارهای مدل خود گذراند.

on rainy days, i enjoy puttering indoors with a good book.

در روزهای بارانی، من از گذراندن وقت در داخل خانه با یک کتاب خوب لذت می‌برم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید