pylon

[ایالات متحده]/'paɪlən/
[بریتانیا]/'paɪlən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برج حمایت کننده خطوط برق با ولتاژ بالا
Word Forms
جمعpylons

عبارات و ترکیب‌ها

high voltage pylon

برج ولتاژ بالا

electricity pylon

برج برق

metal pylon

برج فلزی

concrete pylon

برج بتنی

transmission pylon

برج انتقال

جملات نمونه

The helicopter lifted up the steel pylon, transported it to the site, and dropped it gently into place.

هواپیمای بالگرده ستون فولادی را بلند کرد، آن را به محل منتقل کرد و به آرامی در جای خود قرار داد.

The Middle Kingdom (12th dynasty) added obelisks and pylons, and the New Kingdom (18th dynasty) hypostyle halls.

پادشاهی میانه (دودمان دوازدهم) ابلیسک‌ها و ستون‌ها را اضافه کرد و پادشاهی جدید (دودمان هجدهم) تالارهای ستون‌دار را اضافه کرد.

"The cult temple typically included a massive pylon entrance with a court leading to a hypostyle hall and, at the heart of the temple, a shrine for the cult image.

معبد فرقه‌ معمولاً شامل یک ورودی ستون‌دار بزرگ با حیاطی که به تالار ستون‌دار منتهی می‌شد و در قلب معبد، بارگاهی برای تصویر فرقه‌ بود.

The pylon stood tall against the backdrop of the setting sun.

ستون در برابر پس‌زمینه خورشید غروب‌کننده سربرآمده بود.

The power lines were supported by a series of pylons across the countryside.

خطوط برق توسط مجموعه‌ای از ستون‌ها در سراسر حومه شهر پشتیبانی می‌شدند.

The construction crew worked diligently to erect the new pylon.

تیم ساخت‌وساز با تلاش فراوان برای ساخت ستون جدید کار کردند.

The pylon cast a long shadow over the field below.

ستون سایه‌ای طولانی بر روی زمین زیر انداخت.

The pylon served as a landmark for the hikers navigating through the wilderness.

ستون به عنوان یک نقطه مرجع برای کوهنوردانی که از طریق طبیعت وحشی در حال عبور بودند، عمل می‌کرد.

The transmission of electricity relies on a network of interconnected pylons.

انتقال برق به شبکه‌ای از ستون‌های به هم متصل متکی است.

The pylon was struck by lightning during the storm.

ستون در طول طوفان مورد اصابت صاعقه قرار گرفت.

The pylon loomed ominously in the distance.

ستون به طور مرموزی در دوردست خودنمایی می‌کرد.

The maintenance crew inspected the pylon for any signs of wear and tear.

تیم تعمیر و نگهداری ستون را برای هرگونه علائم سایش و پارگی بررسی کرد.

The pylon's structure was designed to withstand strong winds and harsh weather conditions.

ساختار ستون به گونه‌ای طراحی شده بود که در برابر بادهای شدید و شرایط آب و هوایی نامساعد مقاومت کند.

نمونه‌های واقعی

Yeah, you mentioned a central pylon. I just want to describe this bridge.

بله، شما به یک پایه مرکزی اشاره کردید. من فقط می خواهم این پل را توصیف کنم.

منبع: NPR News August 2018 Compilation

The TV images showed the central pylon that had just collapsed in the rubble in the riverbed.

تصاویر تلویزیون نشان داد که پایه مرکزی که به تازگی در میان آوار در بستر رودخانه فرو ریخته بود.

منبع: NPR News August 2018 Compilation

It's suspected a cable broke, sending the car careening until it hit a pylon and the fell to the ground.

مشکوک است که یک کابل پاره شده است و باعث شده خودرو به سرعت به سمت یک پایه حرکت کند و سپس به زمین بیفتد.

منبع: CRI Online May 2021 Collection

It's a 200-yard-long section of the bridge. It collapsed apparently after a central pylon gave way.

این یک بخش 200 یاردی از پل است. به طور ظاهری پس از فروپاشی یک پایه مرکزی، فرو ریخت.

منبع: NPR News August 2018 Compilation

So we have this bridge collapse. We know that the pylon underneath it gave way.

بنابراین ما این فروپاشی پل را داریم. ما می دانیم که پایه زیر آن فرو ریخته است.

منبع: NPR News August 2018 Compilation

I can put this pylon in here.

من می توانم این پایه را در اینجا قرار دهم.

منبع: Learn English with Uncle Bob.

Adult males have these like pylon heads with necks thicker than their skulls, and they just pull collars right off.

نر های بالغ این سرهای شبیه پایه دارند که گردن آنها از جمجمه ضخیم تر است و آنها فقط یقه ها را از تن می کشند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

We have already shut down engine Number One, but it is still leaking fuel near the pylon. Request emergency services.

ما از قبل موتور شماره یک را خاموش کرده ایم، اما هنوز در نزدیکی پایه نشت سوخت دارد. درخواست خدمات اورژانس.

منبع: Pilot English 900 Sentences

Competition for the grassy tundra of the plateau is increasing from other reindeer, from wind farms, pylons, roads, and mines.

رقابت برای توندرا علفی دره کوهستانی از جانب گوزن های دیگر، مزارع بادی، پایه ها، جاده ها و معادن در حال افزایش است.

منبع: The Guardian (Article Version)

The cable stretches three miles with no solid pylon for support.

کابل به مسافت سه مایلی امتداد دارد بدون هیچ پایه ای برای پشتیبانی.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید