pyromancy

[ایالات متحده]/ˈpaɪ.rəʊ.mən.si/
[بریتانیا]/ˈpaɪ.rə.mæn.si/

ترجمه

n. پیشگویی از طریق آتش؛ پیشگویی آتش بر اساس شکل یا حرکت آتش
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

fire pyromancy

آتش پیورمانسی

pyromancy ritual

آیین پیورمانسی

pyromancy spell

طلسم پیورمانسی

pyromancy practice

تمرین پیورمانسی

pyromancy art

هنر پیورمانسی

advanced pyromancy

پیورمانسی پیشرفته

pyromancy techniques

تکنیک‌های پیورمانسی

pyromancy master

استاد پیورمانسی

pyromancy elements

عناصر پیورمانسی

pyromancy lore

داستان‌های پیورمانسی

جملات نمونه

he practiced pyromancy to predict the future.

او برای پیش‌بینی آینده، آتش‌افروزی را تمرین می‌کرد.

pyromancy is often depicted in ancient mythology.

آتش‌افروزی اغلب در اساطیر باستانی به تصویر کشیده می‌شود.

she was fascinated by the art of pyromancy.

او مجذوب هنر آتش‌افروزی بود.

in the story, pyromancy is a rare skill.

در داستان، آتش‌افروزی یک مهارت نادر است.

he claimed to have mastered the secrets of pyromancy.

او ادعا کرد که اسرار آتش‌افروزی را تسلط کرده است.

pyromancy requires intense concentration and focus.

آتش‌افروزی نیاز به تمرکز و توجه شدید دارد.

in his dreams, he saw visions of pyromancy.

در رویاهایش، او تصاویری از آتش‌افروزی دید.

they held a festival celebrating the art of pyromancy.

آنها یک جشنواره برای بزرگداشت هنر آتش‌افروزی برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید