quarter-century mark
نقطه اوج ربع قرن
a quarter-century
یک ربع قرن
quarter-century span
فاصله زمانی ربع قرن
after a quarter-century
پس از یک ربع قرن
quarter-century legacy
میراث ربع قرن
quarter-century project
پروژه ربع قرن
spanning a quarter-century
که ربع قرنی را در بر می گیرد
quarter-century experience
تجربه ربع قرن
past quarter-century
ربع قرن گذشته
quarter-century growth
رشد ربع قرن
the company has seen remarkable growth over the past quarter-century.
شرکت رشدی چشمگیر را در طول یک چهارم قرن گذشته تجربه کرده است.
his career spanned a quarter-century of dedicated public service.
مسیر شغلی او شامل یک چهارم قرن خدمت عمومی اختصاصی بود.
technological advancements have been dramatic over a quarter-century.
پیشرفتهای فناوری در طول یک چهارم قرن چشمگیر بوده است.
the region's economy has transformed in a quarter-century of reform.
اقتصاد منطقه در طول یک چهارم قرن اصلاحات دگرگون شده است.
she dedicated a quarter-century to teaching at the local school.
او یک چهارم قرن را به آموزش در مدرسه محلی اختصاص داد.
the band celebrated its 25th anniversary after a quarter-century together.
گروه برای بزرگداشت پنجاهمین سالگرد خود پس از یک چهارم قرن همکاری، جشن گرفت.
the study examined data collected over a quarter-century period.
این مطالعه دادههای جمعآوریشده در طول یک چهارم قرن را بررسی کرد.
he reflected on a quarter-century of changes in the global landscape.
او به یک چهارم قرن تغییرات در چشمانداز جهانی فکر کرد.
the museum’s collection grew significantly over a quarter-century.
مجموعه موزه به طور قابل توجهی در طول یک چهارم قرن رشد کرد.
the political landscape shifted dramatically over a quarter-century.
چشمانداز سیاسی در طول یک چهارم قرن به طور چشمگیری تغییر کرد.
their partnership endured for a quarter-century, a testament to their commitment.
همکاری آنها برای یک چهارم قرن ادامه داشت، گوازی بر تعهد آنها.
quarter-century mark
نقطه اوج ربع قرن
a quarter-century
یک ربع قرن
quarter-century span
فاصله زمانی ربع قرن
after a quarter-century
پس از یک ربع قرن
quarter-century legacy
میراث ربع قرن
quarter-century project
پروژه ربع قرن
spanning a quarter-century
که ربع قرنی را در بر می گیرد
quarter-century experience
تجربه ربع قرن
past quarter-century
ربع قرن گذشته
quarter-century growth
رشد ربع قرن
the company has seen remarkable growth over the past quarter-century.
شرکت رشدی چشمگیر را در طول یک چهارم قرن گذشته تجربه کرده است.
his career spanned a quarter-century of dedicated public service.
مسیر شغلی او شامل یک چهارم قرن خدمت عمومی اختصاصی بود.
technological advancements have been dramatic over a quarter-century.
پیشرفتهای فناوری در طول یک چهارم قرن چشمگیر بوده است.
the region's economy has transformed in a quarter-century of reform.
اقتصاد منطقه در طول یک چهارم قرن اصلاحات دگرگون شده است.
she dedicated a quarter-century to teaching at the local school.
او یک چهارم قرن را به آموزش در مدرسه محلی اختصاص داد.
the band celebrated its 25th anniversary after a quarter-century together.
گروه برای بزرگداشت پنجاهمین سالگرد خود پس از یک چهارم قرن همکاری، جشن گرفت.
the study examined data collected over a quarter-century period.
این مطالعه دادههای جمعآوریشده در طول یک چهارم قرن را بررسی کرد.
he reflected on a quarter-century of changes in the global landscape.
او به یک چهارم قرن تغییرات در چشمانداز جهانی فکر کرد.
the museum’s collection grew significantly over a quarter-century.
مجموعه موزه به طور قابل توجهی در طول یک چهارم قرن رشد کرد.
the political landscape shifted dramatically over a quarter-century.
چشمانداز سیاسی در طول یک چهارم قرن به طور چشمگیری تغییر کرد.
their partnership endured for a quarter-century, a testament to their commitment.
همکاری آنها برای یک چهارم قرن ادامه داشت، گوازی بر تعهد آنها.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید