quinary

[ایالات متحده]/ˈkwɪnəri/
[بریتانیا]/ˈkwɪnəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به عدد پنج; متشکل از پنج بخش; پایه پنج در سیستم‌های عددی

عبارات و ترکیب‌ها

quinary system

سیستم پنج‌تایی

quinary structure

ساختار پنج‌تایی

quinary classification

طبقه بندی پنج تایی

quinary relationship

ارتباط پنج‌تایی

quinary logic

منطق پنج‌تایی

quinary model

مدل پنج‌تایی

quinary group

گروه پنج‌تایی

quinary number

عدد پنج‌تایی

quinary analysis

تجزیه و تحلیل پنج‌تایی

quinary division

تقسیم پنج‌تایی

جملات نمونه

the quinary system is essential in understanding complex structures.

سیستم پنج‌تایی برای درک ساختارهای پیچیده ضروری است.

in mathematics, a quinary operation can be quite intricate.

در ریاضیات، یک عمل پنج‌تایی می‌تواند بسیار پیچیده باشد.

many cultures have a quinary classification of their deities.

فرهنگ‌های بسیاری یک طبقه‌بندی پنج‌تایی از خدایان خود دارند.

the quinary nature of the ecosystem affects its stability.

طبیعت پنج‌تایی اکوسیستم بر پایداری آن تأثیر می‌گذارد.

he explained the quinary relationship among the elements.

او رابطه پنج‌تایی بین عناصر را توضیح داد.

quinary systems can be found in various scientific fields.

سیستم‌های پنج‌تایی را می‌توان در زمینه‌های علمی مختلف یافت.

the quinary structure of the organization promotes teamwork.

ساختار پنج‌تایی سازمان، کار گروهی را ترویج می‌کند.

understanding quinary dynamics is crucial for environmental studies.

درک پویایی‌های پنج‌تایی برای مطالعات زیست‌محیطی بسیار مهم است.

they analyzed the quinary interactions within the community.

آنها تعاملات پنج‌تایی را در داخل جامعه تجزیه و تحلیل کردند.

a quinary approach can simplify complex problems.

یک رویکرد پنج‌تایی می‌تواند مشکلات پیچیده را ساده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید