motor racing
رانندگی موتوری
horse racing
مسابقات اسب سواری
street racing
مسابقه خیابانی
drag racing
مسابقه درگ
cycling race
مسابقه دوچرخه سواری
sailing race
مسابقه قایقرانی
ski racing
مسابقه اسکی
marathon race
مسابقه ماراتن
car racing
مسابقه اتومبیلرانی
racing car
ماشین مسابقهای
racing driver
راننده مسابقه
racing bike
دوچرخه مسابقهای
racing bicycle
دوچرخه مسابقهای
boat racing
مسابقه قایق
motorcycle racing
مسابقات موتورسیکلت
Kevin was not a racing man.
او یک مسابقهران نبود.
a tabulator of racing scores.
ثبتکننده امتیازات مسابقهها.
A rifleman was racing out of the open door.
یک تفنگدار با سرعت از در باز بیرون میدوید.
racing is in his blood.
مسابقه در رگهایش جریان دارد.
a constituency of racing fans .
گروهی از طرفداران مسابقات.
tripped in racing for the bus.
در مسابقه برای گرفتن اتوبوس زمین خورد.
be expert at driving racing cars
در رانندگی ماشینهای مسابقهای ماهر باشید.
Drag racing was the thing then.
مسابقه درگ آن زمان رواج داشت.
We racing the sick woman to hospital.
ما زن بیمار را با سرعت به بیمارستان میرسانیم.
I'm racing my horse on Saturday.
من اسبم را شنبه مسابقه میدهم.
The horse is racing against five others.
اسب با پنج اسب دیگر مسابقه میدهد.
wild about racing cars
علاقهمند ماشینهای مسابقهای.
I saw a fireman racing to the fire.
من دیدم که یک آتشنشان به سرعت به سمت آتش میرود.
I was watching the racing on television last night.
دیشب مسابقه را در تلویزیون تماشا میکردم.
the Watts clan is one of racing's oldest families.
خانواده واتس یکی از قدیمیترین خانوادههای مسابقاتی است.
they are inside dopesters with special access to the racing world.
آنها دوزاران داخلی با دسترسی ویژه به دنیای مسابقات هستند.
is hog-wild over racing cars.
به شدت عاشق اتومبیلهای مسابقهای است.
the rituals of the racing world are as macho as all get-out.
آداب و رسوم دنیای مسابقات تا آنجا که میرود، مردانه است.
I had a go on Nigel's racing bike.
من یک بار سواری با دوچرخه مسابقهای ناجل داشتم.
I get such a kick out of driving a racing car.
من از رانندگی یک ماشین مسابقهای بسیار لذت میبرم.
And now they are all racing toward the finish line!
و حالا همه به سرعت به سمت خط پایان در حال مسابقه هستند!
منبع: Coilbook Enlightenment AnimationNow they were steadily racing on again.
حالا آنها دوباره با سرعت ثابت به مسابقه ادامه دادند.
منبع: The Lion, the Witch and the WardrobeStock car racing is close quarters racing.
مسابقه اتومبیلهای سواری، مسابقهای نزدیک و در فضای محدود است.
منبع: VOA Standard English_AmericasSo why is everyone racing to the moon again?
پس چرا همه دوباره به سمت ماه مسابقه میدهند؟
منبع: CNN 10 Student English of the MonthAt the heart of the Mongolian culture is horse racing.
در قلب فرهنگ مغولستان، مسابقات اسبسواری قرار دارد.
منبع: Beautiful ChinaAnd it get timed out. I didn't... Who am I racing?
و زمان آن تمام شد. من نفهمیدم... با چه کسی مسابقه میدهم؟
منبع: Listening DigestThroughout the day, there is camel racing, archery on horseback as well as traditional wrestling.
در طول روز، مسابقات شترسواری، تیراندازی سوار بر اسب و همچنین کشتی سنتی وجود دارد.
منبع: BBC Listening February 2014 CollectionI mean just think about it, you're constantly racing against the clock.
منظورم این است که فقط به آن فکر کنید، شما دائماً با ساعت مسابقه میدهید.
منبع: Science in LifeFind Solution AI is one of the number of developers racing to advance the technology.
Find Solution AI یکی از توسعهدهندگانی است که برای پیشرفت این فناوری به سرعت در حال پیشرفت است.
منبع: CNN 10 Student English February 2021 CompilationI think the last time we covered drones in a football stadium they were racing.
فکر میکنم آخرین باری که پهپادها را در یک استادیوم ورزشی پوشش دادیم، در حال مسابقه بودند.
منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collectionmotor racing
رانندگی موتوری
horse racing
مسابقات اسب سواری
street racing
مسابقه خیابانی
drag racing
مسابقه درگ
cycling race
مسابقه دوچرخه سواری
sailing race
مسابقه قایقرانی
ski racing
مسابقه اسکی
marathon race
مسابقه ماراتن
car racing
مسابقه اتومبیلرانی
racing car
ماشین مسابقهای
racing driver
راننده مسابقه
racing bike
دوچرخه مسابقهای
racing bicycle
دوچرخه مسابقهای
boat racing
مسابقه قایق
motorcycle racing
مسابقات موتورسیکلت
Kevin was not a racing man.
او یک مسابقهران نبود.
a tabulator of racing scores.
ثبتکننده امتیازات مسابقهها.
A rifleman was racing out of the open door.
یک تفنگدار با سرعت از در باز بیرون میدوید.
racing is in his blood.
مسابقه در رگهایش جریان دارد.
a constituency of racing fans .
گروهی از طرفداران مسابقات.
tripped in racing for the bus.
در مسابقه برای گرفتن اتوبوس زمین خورد.
be expert at driving racing cars
در رانندگی ماشینهای مسابقهای ماهر باشید.
Drag racing was the thing then.
مسابقه درگ آن زمان رواج داشت.
We racing the sick woman to hospital.
ما زن بیمار را با سرعت به بیمارستان میرسانیم.
I'm racing my horse on Saturday.
من اسبم را شنبه مسابقه میدهم.
The horse is racing against five others.
اسب با پنج اسب دیگر مسابقه میدهد.
wild about racing cars
علاقهمند ماشینهای مسابقهای.
I saw a fireman racing to the fire.
من دیدم که یک آتشنشان به سرعت به سمت آتش میرود.
I was watching the racing on television last night.
دیشب مسابقه را در تلویزیون تماشا میکردم.
the Watts clan is one of racing's oldest families.
خانواده واتس یکی از قدیمیترین خانوادههای مسابقاتی است.
they are inside dopesters with special access to the racing world.
آنها دوزاران داخلی با دسترسی ویژه به دنیای مسابقات هستند.
is hog-wild over racing cars.
به شدت عاشق اتومبیلهای مسابقهای است.
the rituals of the racing world are as macho as all get-out.
آداب و رسوم دنیای مسابقات تا آنجا که میرود، مردانه است.
I had a go on Nigel's racing bike.
من یک بار سواری با دوچرخه مسابقهای ناجل داشتم.
I get such a kick out of driving a racing car.
من از رانندگی یک ماشین مسابقهای بسیار لذت میبرم.
And now they are all racing toward the finish line!
و حالا همه به سرعت به سمت خط پایان در حال مسابقه هستند!
منبع: Coilbook Enlightenment AnimationNow they were steadily racing on again.
حالا آنها دوباره با سرعت ثابت به مسابقه ادامه دادند.
منبع: The Lion, the Witch and the WardrobeStock car racing is close quarters racing.
مسابقه اتومبیلهای سواری، مسابقهای نزدیک و در فضای محدود است.
منبع: VOA Standard English_AmericasSo why is everyone racing to the moon again?
پس چرا همه دوباره به سمت ماه مسابقه میدهند؟
منبع: CNN 10 Student English of the MonthAt the heart of the Mongolian culture is horse racing.
در قلب فرهنگ مغولستان، مسابقات اسبسواری قرار دارد.
منبع: Beautiful ChinaAnd it get timed out. I didn't... Who am I racing?
و زمان آن تمام شد. من نفهمیدم... با چه کسی مسابقه میدهم؟
منبع: Listening DigestThroughout the day, there is camel racing, archery on horseback as well as traditional wrestling.
در طول روز، مسابقات شترسواری، تیراندازی سوار بر اسب و همچنین کشتی سنتی وجود دارد.
منبع: BBC Listening February 2014 CollectionI mean just think about it, you're constantly racing against the clock.
منظورم این است که فقط به آن فکر کنید، شما دائماً با ساعت مسابقه میدهید.
منبع: Science in LifeFind Solution AI is one of the number of developers racing to advance the technology.
Find Solution AI یکی از توسعهدهندگانی است که برای پیشرفت این فناوری به سرعت در حال پیشرفت است.
منبع: CNN 10 Student English February 2021 CompilationI think the last time we covered drones in a football stadium they were racing.
فکر میکنم آخرین باری که پهپادها را در یک استادیوم ورزشی پوشش دادیم، در حال مسابقه بودند.
منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید