raddles

[ایالات متحده]/ˈrædəlz/
[بریتانیا]/ˈrædəlz/

ترجمه

v. با خاک سرخ پوشاندن؛ به هم بافتن
n. خاک سرخ (معادل رادل)

عبارات و ترکیب‌ها

raddles and shakes

لرزش و تکان

raddles in motion

لرزش در حرکت

raddles make noise

لرزش صدا ایجاد می‌کند

raddles for babies

لرزش برای نوزادان

raddles and toys

لرزش و اسباب‌بازی

raddles in hand

لرزش در دست

raddles create sound

لرزش صدا ایجاد می‌کند

raddles for play

لرزش برای بازی

raddles for fun

لرزش برای سرگرمی

raddles on floor

لرزش روی زمین

جملات نمونه

he raddles the cage to get the bird's attention.

او برای جلب توجه پرنده، قفس را تکان می‌دهد.

the children raddle the toy to make it sound.

کودکان اسباب‌بازی را تکان می‌دهند تا صدایی ایجاد کنند.

she raddles the maracas during the performance.

او ماراکاس‌ها را در طول اجرا تکان می‌دهد.

he raddles the keys to find the right one.

او کلیدها را تکان می‌دهد تا کلید مناسب را پیدا کند.

the dog raddles the ball excitedly.

سگ با هیجان توپ را تکان می‌دهد.

they raddle the cans to hear the noise inside.

آنها قوطی‌ها را تکان می‌دهند تا صدای داخل را بشنوند.

she raddles the basket to check for eggs.

او سبد را تکان می‌دهد تا بررسی کند آیا تخم مرغ وجود دارد یا خیر.

the musician raddles the drum before starting.

موسیقی‌دان قبل از شروع، طبل را تکان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید