radicalize

[ایالات متحده]/'rædɪklaɪz/
[بریتانیا]/'rædɪkəlaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کسی را رادیکال‌تر کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریradicalizing
زمان گذشتهradicalized
شکل سوم شخص مفردradicalizes
قسمت سوم فعلradicalized

جملات نمونه

the push to radicalize 16–19 science education.

تلاش برای رادیکال کردن آموزش علمي 16 تا 19 سال.

some of those involved had been radicalized by the Vietnam War.

برخی از کسانی که درگیر بودند، توسط جنگ ویتنام رادیکال شده بودند.

The main reason the Tsarist government retracted their ban was out of fear that receiving a Western European education would further radicalize women if they could not receive the education at home.

دلیل اصلی که دولت تزار ممنوعیت خود را برداشت این بود که از این می‌ترسیدند که دریافت آموزش اروپای غربی باعث رادیکال‌تر شدن زنان شود اگر نتوانند آموزش را در خانه دریافت کنند.

The extremist group aims to radicalize vulnerable individuals.

گروه افراطی هدفش رادیکال کردن افراد آسیب پذیر است.

Social media can be used to radicalize people with extreme ideologies.

شبکه‌های اجتماعی می‌توانند برای رادیکال کردن افراد با ایدئولوژی‌های افراطی مورد استفاده قرار گیرند.

Some individuals are radicalized through exposure to online propaganda.

برخی از افراد از طریق قرار گرفتن در معرض تبلیغات آنلاین رادیکال می‌شوند.

Extremist groups often target marginalized communities to radicalize new recruits.

گروه‌های افراطی اغلب جوامع به حاشیه رانده شده را هدف قرار می‌دهند تا نیروهای جدید را رادیکال کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید