raffled tickets
جوایز قرعهکشی
raffled prizes
جوایز قرعهکشی
raffled items
وسایل قرعهکشی
raffled gifts
هدیههای قرعهکشی
raffled entries
ثبتنامهای قرعهکشی
raffled events
رویدادهای قرعهکشی
raffled donations
کمکهای مالی قرعهکشی
raffled contests
مسابقات قرعهکشی
raffled experiences
تجربههای قرعهکشی
the charity event raffled off several prizes.
چند جایزه در رویداد خیریه قرعهکشی شد.
tickets for the concert were raffled among the fans.
بلیطهای کنسرت در میان طرفداران قرعهکشی شد.
they raffled a new car to raise money for the school.
آنها برای جمعآوری کمکهای مالی برای مدرسه، یک خودروی جدید قرعهکشی کردند.
the organization raffled off a vacation package.
سازمان یک بسته تعطیلات را قرعهکشی کرد.
she won a gift basket that was raffled at the fair.
او یک سبد هدیه را که در نمایشگاه قرعهکشی شده بود، برد.
they raffled tickets for the game to increase attendance.
آنها بلیطهای بازی را برای افزایش تعداد تماشاگران قرعهکشی کردند.
the fundraiser raffled handmade crafts from local artists.
مسئول جمعآوری کمکها، صنایع دستی دستساز هنرمندان محلی را قرعهکشی کرد.
he was thrilled to learn he had raffled the top prize.
او از این که متوجه شد جایزه بزرگ را قرعهکشی کرده بود، هیجانزده بود.
the school raffled off a laptop to encourage students.
مدرسه برای تشویق دانشآموزان، یک لپتاپ قرعهکشی کرد.
at the gala, they raffled a painting to support the arts.
در مهمانی شام، آنها برای حمایت از هنر، یک نقاشی قرعهکشی کردند.
raffled tickets
جوایز قرعهکشی
raffled prizes
جوایز قرعهکشی
raffled items
وسایل قرعهکشی
raffled gifts
هدیههای قرعهکشی
raffled entries
ثبتنامهای قرعهکشی
raffled events
رویدادهای قرعهکشی
raffled donations
کمکهای مالی قرعهکشی
raffled contests
مسابقات قرعهکشی
raffled experiences
تجربههای قرعهکشی
the charity event raffled off several prizes.
چند جایزه در رویداد خیریه قرعهکشی شد.
tickets for the concert were raffled among the fans.
بلیطهای کنسرت در میان طرفداران قرعهکشی شد.
they raffled a new car to raise money for the school.
آنها برای جمعآوری کمکهای مالی برای مدرسه، یک خودروی جدید قرعهکشی کردند.
the organization raffled off a vacation package.
سازمان یک بسته تعطیلات را قرعهکشی کرد.
she won a gift basket that was raffled at the fair.
او یک سبد هدیه را که در نمایشگاه قرعهکشی شده بود، برد.
they raffled tickets for the game to increase attendance.
آنها بلیطهای بازی را برای افزایش تعداد تماشاگران قرعهکشی کردند.
the fundraiser raffled handmade crafts from local artists.
مسئول جمعآوری کمکها، صنایع دستی دستساز هنرمندان محلی را قرعهکشی کرد.
he was thrilled to learn he had raffled the top prize.
او از این که متوجه شد جایزه بزرگ را قرعهکشی کرده بود، هیجانزده بود.
the school raffled off a laptop to encourage students.
مدرسه برای تشویق دانشآموزان، یک لپتاپ قرعهکشی کرد.
at the gala, they raffled a painting to support the arts.
در مهمانی شام، آنها برای حمایت از هنر، یک نقاشی قرعهکشی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید