rainout day
روز تعویق
rainout game
بازی تعویق شده
rainout policy
سیاست تعویق
rainout notice
اطلاعرسانی تعویق
rainout refund
بازپرداخت تعویق
rainout announcement
اعلام تعویق
rainout schedule
برنامه تعویق
rainout conditions
شرایط تعویق
rainout alert
هشدار تعویق
rainout tickets
بلیطهای تعویق شده
the game was called off due to a rainout.
به دلیل بارندگی، بازی لغو شد.
we experienced a rainout during the tournament.
ما در طول مسابقات، یک بارندگی را تجربه کردیم.
the rainout led to a rescheduled match next week.
بارندگی منجر به یک مسابقه مجدد در هفته آینده شد.
fans were disappointed by the rainout announcement.
هواداران از اعلام بارندگی ناامید شدند.
a rainout can disrupt the entire sports season.
بارندگی می تواند کل فصل ورزشی را مختل کند.
they decided to hold a press conference after the rainout.
آنها تصمیم گرفتند پس از بارندگی کنفرانس مطبوعاتی برگزار کنند.
we need to check the weather forecast to avoid a rainout.
ما باید پیشبینی آب و هوا را بررسی کنیم تا از بارندگی جلوگیری کنیم.
last year's rainout affected our playoff chances.
بارندگی سال گذشته بر شانس صعود ما تأثیر گذاشت.
the rainout was unexpected, catching everyone off guard.
بارندگی غیرمنتظره بود و همه را غافلگیر کرد.
after the rainout, the team held extra practice sessions.
پس از بارندگی، تیم جلسات تمرینی اضافی برگزار کرد.
rainout day
روز تعویق
rainout game
بازی تعویق شده
rainout policy
سیاست تعویق
rainout notice
اطلاعرسانی تعویق
rainout refund
بازپرداخت تعویق
rainout announcement
اعلام تعویق
rainout schedule
برنامه تعویق
rainout conditions
شرایط تعویق
rainout alert
هشدار تعویق
rainout tickets
بلیطهای تعویق شده
the game was called off due to a rainout.
به دلیل بارندگی، بازی لغو شد.
we experienced a rainout during the tournament.
ما در طول مسابقات، یک بارندگی را تجربه کردیم.
the rainout led to a rescheduled match next week.
بارندگی منجر به یک مسابقه مجدد در هفته آینده شد.
fans were disappointed by the rainout announcement.
هواداران از اعلام بارندگی ناامید شدند.
a rainout can disrupt the entire sports season.
بارندگی می تواند کل فصل ورزشی را مختل کند.
they decided to hold a press conference after the rainout.
آنها تصمیم گرفتند پس از بارندگی کنفرانس مطبوعاتی برگزار کنند.
we need to check the weather forecast to avoid a rainout.
ما باید پیشبینی آب و هوا را بررسی کنیم تا از بارندگی جلوگیری کنیم.
last year's rainout affected our playoff chances.
بارندگی سال گذشته بر شانس صعود ما تأثیر گذاشت.
the rainout was unexpected, catching everyone off guard.
بارندگی غیرمنتظره بود و همه را غافلگیر کرد.
after the rainout, the team held extra practice sessions.
پس از بارندگی، تیم جلسات تمرینی اضافی برگزار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید