rakehell behavior
رفتار خلاف
rakehell lifestyle
سبک زندگی خلاف
rakehell attitude
نگاه خلاف
rakehell spirit
روحیه خلاف
rakehell youth
جوانبازی خلاف
rakehell antics
رفتارهای شیطنتآمیز خلاف
rakehell reputation
شهرت خلاف
rakehell charm
جاذبه خلاف
rakehell company
همراهی خلاف
rakehell party
جشن خلاف
the rakehell spent all his money on extravagant parties.
او تمام پول خود را روی مهمانیهای پر زرق و برق خرج کرد.
everyone knew he was a rakehell, always chasing after pleasure.
همه میدانستند که او یک آدم خوشگذران است، همیشه به دنبال لذت.
she warned her daughter not to fall for a rakehell.
او به دخترش هشدار داد که عاشق یک آدم خوشگذران نشود.
the rakehell's reputation preceded him wherever he went.
شهرت او پیش از رسیدنش به هر جا همراهش بود.
living as a rakehell can lead to a lonely life in the end.
زندگی به عنوان یک آدم خوشگذران در نهایت میتواند به یک زندگی تنهایی منجر شود.
he was a rakehell in his youth, but now he seeks redemption.
او در جوانی یک آدم خوشگذران بود، اما اکنون به دنبال رستگاری است.
the rakehell charmed everyone with his wit and charisma.
او با هوش و کاریزمایش همه را مجذوب خود کرد.
despite being a rakehell, he had a heart of gold.
با وجود اینکه یک آدم خوشگذران بود، او قلبی طلایی داشت.
the rakehell's lifestyle ultimately caught up with him.
در نهایت، سبک زندگی او به او رسید.
friends tried to help the rakehell change his ways.
دوستان سعی کردند به او کمک کنند تا روشهایش را تغییر دهد.
rakehell behavior
رفتار خلاف
rakehell lifestyle
سبک زندگی خلاف
rakehell attitude
نگاه خلاف
rakehell spirit
روحیه خلاف
rakehell youth
جوانبازی خلاف
rakehell antics
رفتارهای شیطنتآمیز خلاف
rakehell reputation
شهرت خلاف
rakehell charm
جاذبه خلاف
rakehell company
همراهی خلاف
rakehell party
جشن خلاف
the rakehell spent all his money on extravagant parties.
او تمام پول خود را روی مهمانیهای پر زرق و برق خرج کرد.
everyone knew he was a rakehell, always chasing after pleasure.
همه میدانستند که او یک آدم خوشگذران است، همیشه به دنبال لذت.
she warned her daughter not to fall for a rakehell.
او به دخترش هشدار داد که عاشق یک آدم خوشگذران نشود.
the rakehell's reputation preceded him wherever he went.
شهرت او پیش از رسیدنش به هر جا همراهش بود.
living as a rakehell can lead to a lonely life in the end.
زندگی به عنوان یک آدم خوشگذران در نهایت میتواند به یک زندگی تنهایی منجر شود.
he was a rakehell in his youth, but now he seeks redemption.
او در جوانی یک آدم خوشگذران بود، اما اکنون به دنبال رستگاری است.
the rakehell charmed everyone with his wit and charisma.
او با هوش و کاریزمایش همه را مجذوب خود کرد.
despite being a rakehell, he had a heart of gold.
با وجود اینکه یک آدم خوشگذران بود، او قلبی طلایی داشت.
the rakehell's lifestyle ultimately caught up with him.
در نهایت، سبک زندگی او به او رسید.
friends tried to help the rakehell change his ways.
دوستان سعی کردند به او کمک کنند تا روشهایش را تغییر دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید