ramrods in action
اقدام ميلگر
use of ramrods
استفاده از ميلگر
ramrods for rifles
ميلگر برای تفنگها
cleaning with ramrods
تمیز کردن با ميلگر
ramrods and accessories
ميلگر و لوازم جانبی
ramrods in firearms
ميلگر در سلاح گرم
ramrods for cleaning
ميلگر برای تمیز کردن
ramrods and brushes
ميلگر و برسها
ramrods for maintenance
ميلگر برای نگهداری
ramrods in storage
ميلگر در انبار
the soldier loaded the rifle using ramrods.
سرباز برای بارگیری تفنگ از رمبد استفاده کرد.
he used ramrods to clean the barrel of his musket.
او از رمبدها برای تمیز کردن لوله تفنگش استفاده کرد.
in archery, ramrods help to align the arrows.
در تیراندازی با کمان، رمبدها به تراز کردن تیرها کمک می کنند.
she found several ramrods in the old workshop.
او چندین رمبد در کارگاه قدیمی پیدا کرد.
during the demonstration, the instructor showed how to use ramrods.
در طول نمایش، مربی نحوه استفاده از رمبدها را نشان داد.
ramrods are essential tools for muzzle-loading firearms.
رمبدها ابزارهای ضروری برای تفنگ های لوله باروتی هستند.
he carefully stored the ramrods in a protective case.
او با دقت رمبدها را در یک جعبه محافظت کننده نگهداری کرد.
ramrods can be made from various materials, including wood and metal.
رمبدها را می توان از مواد مختلف از جمله چوب و فلز تهیه کرد.
the blacksmith crafted durable ramrods for the local militia.
جوشکار رمبد های بادوام برای شبه نظامیان محلی ساخت.
in historical reenactments, participants often carry ramrods.
در بازسازی های تاریخی، شرکت کنندگان اغلب رمبدها را حمل می کنند.
ramrods in action
اقدام ميلگر
use of ramrods
استفاده از ميلگر
ramrods for rifles
ميلگر برای تفنگها
cleaning with ramrods
تمیز کردن با ميلگر
ramrods and accessories
ميلگر و لوازم جانبی
ramrods in firearms
ميلگر در سلاح گرم
ramrods for cleaning
ميلگر برای تمیز کردن
ramrods and brushes
ميلگر و برسها
ramrods for maintenance
ميلگر برای نگهداری
ramrods in storage
ميلگر در انبار
the soldier loaded the rifle using ramrods.
سرباز برای بارگیری تفنگ از رمبد استفاده کرد.
he used ramrods to clean the barrel of his musket.
او از رمبدها برای تمیز کردن لوله تفنگش استفاده کرد.
in archery, ramrods help to align the arrows.
در تیراندازی با کمان، رمبدها به تراز کردن تیرها کمک می کنند.
she found several ramrods in the old workshop.
او چندین رمبد در کارگاه قدیمی پیدا کرد.
during the demonstration, the instructor showed how to use ramrods.
در طول نمایش، مربی نحوه استفاده از رمبدها را نشان داد.
ramrods are essential tools for muzzle-loading firearms.
رمبدها ابزارهای ضروری برای تفنگ های لوله باروتی هستند.
he carefully stored the ramrods in a protective case.
او با دقت رمبدها را در یک جعبه محافظت کننده نگهداری کرد.
ramrods can be made from various materials, including wood and metal.
رمبدها را می توان از مواد مختلف از جمله چوب و فلز تهیه کرد.
the blacksmith crafted durable ramrods for the local militia.
جوشکار رمبد های بادوام برای شبه نظامیان محلی ساخت.
in historical reenactments, participants often carry ramrods.
در بازسازی های تاریخی، شرکت کنندگان اغلب رمبدها را حمل می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید