raptus

[ایالات متحده]/ˈræptəs/
[بریتانیا]/ˈræptəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دریافت ناگهانی از احساس یا خشونت؛ یک دریافت یا بیماری.
شکل‌های واژه
جمعraptuss

عبارات و ترکیب‌ها

raptus usu

رپتوس اوسو

crimen raptus

کریمن رپتوس

vis et raptus

ویس ات رپتوس

raptus puellae

رپتوس پوللاه

raptus virginis

رپتوس ویرجینیس

accusatio raptus

اکوساتیو رپتوس

raptus et

رپتوس ات

raptus coniugii

رپتوس کونیوگی

reus raptus

رئوس رپتوس

جملات نمونه

pasien mengalami raptus epilepticus selama shift malam

بیمار در حین شیفتهای شب دچار راپتوس اپیلپتیک شد

raptus hemorrhagicus membutuhkan intervensi medis segera

راپتوس هموراژیک نیاز به مداخله پزشکی فوری دارد

dokter memantau pasien untuk tanda-tanda episode raptus manic

پزشک بیمار را برای علائم وارهای راپتوس منیک مراقبت می کند

pemeriksaan neurologis menunjukkan bukti raptus sebelumnya

بررسی عصب شناسی نشان دهنده وجود راپتوس قبلی است

raptus dapat terjadi secara tiba-tiba tanpa tanda-tanda peringatan

راپتوس می تواند به طور ناگهانی و بدون هشدار رخ دهد

dia didiagnosis dengan raptus berulang setelah trauma

او پس از آسیب دچار راپتوس مکرر شد

tim medis mempersiapkan penanganan raptus selama transportasi

تیم پزشکی برای مدیریت راپتوس در حین حمل و نقل آمادگی می کنند

gejala raptus termasuk kontraksi otot yang kekerasan

علائم راپتوس شامل انقباض عضلات سخت است

perawatan dini dapat mencegah komplikasi raptus yang parah

درمان زودهنگام می تواند از پیچیدگی های جدی راپتوس جلوگیری کند

raptus anak itu dikendalikan dengan obat

راپتوس کودک با دارو کنترل شد

raptus sering mengikuti pola spesifik pada pasien epilepsi

راپتوس معمولاً در بیماران اپیلپسی با الگوی خاصی رخ می دهد

protokol darurat diaktifkan ketika raptus dimulai

وقتی راپتوس شروع می شود، پروتکل اضطراری فعال می شود

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید