rarify

[ایالات متحده]/ˈrɛə.rɪ.faɪ/
[بریتانیا]/ˈrɛr.ɪ.faɪ/

ترجمه

vi. لاغر یا کمتر متراکم شدن
vt. لاغر یا کمتر متراکم کردن
Word Forms
زمان گذشتهrarified
قسمت سوم فعلrarified
صفت یا فعل حال استمراریrarifying
شکل سوم شخص مفردrarifies

عبارات و ترکیب‌ها

rarify air

کاهش تراکم هوا

rarify atmosphere

کاهش تراکم اتمسفر

rarify matter

کاهش تراکم ماده

rarify gases

کاهش تراکم گازها

rarify conditions

کاهش تراکم شرایط

rarify density

کاهش چگالی

rarify substances

کاهش تراکم مواد

rarify resources

کاهش تراکم منابع

rarify environment

کاهش تراکم محیط

rarify population

کاهش تراکم جمعیت

جملات نمونه

the scientist aimed to rarify the air in the chamber for the experiment.

دانشمند قصد داشت هوای داخل محفظه را برای آزمایش تنک کند.

to rarify the atmosphere, they introduced a special gas.

برای تنک کردن جو، آنها یک گاز خاص معرفی کردند.

rarifying the mixture helped achieve the desired reaction.

تنک کردن مخلوط به دستیابی به واکنش مورد نظر کمک کرد.

in the lab, they worked to rarify the solution.

در آزمایشگاه، آنها برای تنک کردن محلول تلاش کردند.

rarifying the liquid made it easier to analyze.

تنک کردن مایع باعث شد تجزیه و تحلیل آن آسان‌تر شود.

the process would rarify the particles in the air.

این فرآیند باعث تنک شدن ذرات موجود در هوا می‌شد.

they learned how to rarify substances through heating.

آنها یاد گرفتند چگونه با استفاده از گرمایش مواد را تنک کنند.

rarifying the gas helped improve its flow rate.

تنک کردن گاز به بهبود سرعت جریان آن کمک کرد.

he explained how to rarify the samples for testing.

او توضیح داد که چگونه نمونه‌ها را برای آزمایش تنک کنند.

to rarify the environment, they used advanced technology.

برای تنک کردن محیط، آنها از فناوری پیشرفته استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید