appointing ratifiers
تعیین تاییدکنندگان
ratifiers approve
تاییدکنندگان تایید میکنند
selecting ratifiers
انتخاب تاییدکنندگان
the ratifiers
تاییدکنندگان
ratifier's role
نقش تاییدکننده
were ratifiers
آنها تاییدکننده بودند
acting ratifiers
تاییدکنندگان موقت
independent ratifiers
تاییدکنندگان مستقل
naming ratifiers
نامگذاری تاییدکنندگان
the international agreement needed ratifiers from several key nations.
توافقنامه بینالمللی به تاییدکنندگان از چندین کشور کلیدی نیاز داشت.
parliament served as the primary ratifiers of the new trade deal.
پارلمان به عنوان تاییدکنندگان اصلی توافقنامه تجاری جدید عمل کرد.
the treaty's success depended on securing enough ratifiers quickly.
موفقیت معاهده به تأمین تاییدکنندگان کافی به سرعت بستگی داشت.
legal experts advised the ratifiers on the treaty's implications.
متخصصان حقوقی به تاییدکنندگان در مورد پیامدهای معاهده مشاوره دادند.
the government lobbied potential ratifiers to support the legislation.
دولت برای حمایت از قانونگذاری، با تاییدکنندگان بالقوه لابی کرد.
a majority of ratifiers voted in favor of the proposed changes.
اکثریت تاییدکنندگان به نفع تغییرات پیشنهادی رای دادند.
the role of ratifiers is crucial in international law.
نقش تاییدکنندگان در حقوق بینالملل بسیار مهم است.
the process of securing ratifiers can be lengthy and complex.
فرآیند تأمین تاییدکنندگان میتواند طولانی و پیچیده باشد.
the constitution requires a supermajority of ratifiers for approval.
قانون اساسی برای تایید، به اکثریت دو thirds از تاییدکنندگان نیاز دارد.
the organization sought to engage ratifiers in the decision-making process.
سازمان به دنبال مشارکت تاییدکنندگان در فرآیند تصمیمگیری بود.
the final count showed a sufficient number of ratifiers had signed.
شمارش نهایی نشان داد که تعداد کافی از تاییدکنندگان امضا کردهاند.
appointing ratifiers
تعیین تاییدکنندگان
ratifiers approve
تاییدکنندگان تایید میکنند
selecting ratifiers
انتخاب تاییدکنندگان
the ratifiers
تاییدکنندگان
ratifier's role
نقش تاییدکننده
were ratifiers
آنها تاییدکننده بودند
acting ratifiers
تاییدکنندگان موقت
independent ratifiers
تاییدکنندگان مستقل
naming ratifiers
نامگذاری تاییدکنندگان
the international agreement needed ratifiers from several key nations.
توافقنامه بینالمللی به تاییدکنندگان از چندین کشور کلیدی نیاز داشت.
parliament served as the primary ratifiers of the new trade deal.
پارلمان به عنوان تاییدکنندگان اصلی توافقنامه تجاری جدید عمل کرد.
the treaty's success depended on securing enough ratifiers quickly.
موفقیت معاهده به تأمین تاییدکنندگان کافی به سرعت بستگی داشت.
legal experts advised the ratifiers on the treaty's implications.
متخصصان حقوقی به تاییدکنندگان در مورد پیامدهای معاهده مشاوره دادند.
the government lobbied potential ratifiers to support the legislation.
دولت برای حمایت از قانونگذاری، با تاییدکنندگان بالقوه لابی کرد.
a majority of ratifiers voted in favor of the proposed changes.
اکثریت تاییدکنندگان به نفع تغییرات پیشنهادی رای دادند.
the role of ratifiers is crucial in international law.
نقش تاییدکنندگان در حقوق بینالملل بسیار مهم است.
the process of securing ratifiers can be lengthy and complex.
فرآیند تأمین تاییدکنندگان میتواند طولانی و پیچیده باشد.
the constitution requires a supermajority of ratifiers for approval.
قانون اساسی برای تایید، به اکثریت دو thirds از تاییدکنندگان نیاز دارد.
the organization sought to engage ratifiers in the decision-making process.
سازمان به دنبال مشارکت تاییدکنندگان در فرآیند تصمیمگیری بود.
the final count showed a sufficient number of ratifiers had signed.
شمارش نهایی نشان داد که تعداد کافی از تاییدکنندگان امضا کردهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید