rationaliser

[ایالات متحده]/ˈræʃənəlaɪzə/
[بریتانیا]/ˈræʃənəlaɪzər/

ترجمه

n. شخصی که استدلال می‌کند؛ کسی که رفتار، باورها یا اعمال را به روشی منطقی یا معقول توضیح یا توجیه می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

rationaliser excuses

Persian_translation

rationalisers often

Persian_translation

he is a rationaliser

be a rationaliser

rationalisers blame

the rationaliser said

we need a rationaliser

جملات نمونه

the company decided to rationalise its operations to reduce costs and improve efficiency.

شرکت تصمیم گرفت عملیات خود را منطقی کند تا هزینه‌ها را کاهش دهد و کارایی را بهبود بخشد.

she tried to rationalise her feelings of guilt after making the difficult decision.

او سعی کرد احساسات گناه خود را پس از اتخاذ تصمیم دشوار، منطقی کند.

the government wants to rationalise the tax system to make it fairer and simpler.

دولت می‌خواهد سیستم مالیاتی را منطقی کند تا آن را منصفانه‌تر و ساده‌تر سازد.

he couldn't rationalise his strange behavior that evening no matter how hard he tried.

او نمی‌توانست رفتار عجیب خود را در آن شب منطقی کند، مهم نیست چقدر تلاش می‌کرد.

we need to rationalise our spending habits and create a more realistic budget.

ما باید عادات خرج کردن خود را منطقی کنیم و یک بودجه واقع‌بینانه‌تر ایجاد کنیم.

the new manager was brought in to rationalise the chaotic supply chain.

مدیر جدید برای منطقی کردن زنجیره تأمین آشفته استخدام شد.

scientists are trying to rationalise the unexpected results from their experiments.

دانشمندان در تلاشند تا نتایج غیرمنتظره آزمایش‌های خود را منطقی کنند.

the hospital needs to rationalise its staff allocation to cope with increasing patient numbers.

بیمارستان باید تخصیص کارکنان خود را برای مقابله با افزایش تعداد بیماران منطقی کند.

she couldn't rationalise why she felt so anxious about something so trivial.

او نمی‌توانست بفهمد چرا در مورد چیزی آنقدر پیش‌پا‌افتاده آنقدر مضطرب بود.

the school decided to rationalise its curriculum by combining similar subjects.

مدرسه تصمیم گرفت برنامه درسی خود را با ترکیب موضوعات مشابه منطقی کند.

economists believe these policies will rationalise the market and eliminate inefficiencies.

اقتصاددانان معتقدند این سیاست‌ها بازار را منطقی کرده و ناکارآمدی‌ها را از بین می‌برد.

he attempted to rationalise his decision to leave his job by focusing on the positive aspects.

او سعی کرد تصمیم خود را برای ترک شغلش با تمرکز بر جنبه‌های مثبت منطقی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید