rattlebox

[ایالات متحده]/ˈrætəlbɒks/
[بریتانیا]/ˈrætəlbɑks/

ترجمه

n. اسباب بازی که صدای جیرجیر می‌دهد؛ غلاف دانه‌ی گیاه علف خوک؛ جعبه‌ی اسباب بازی که صدای جیرجیر می‌دهد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

rattlebox car

ماشین rattlebox

rattlebox snake

مار rattlebox

rattlebox toy

اسباب بازی rattlebox

rattlebox sound

صدای rattlebox

rattlebox engine

موتور rattlebox

rattlebox noise

همدردی rattlebox

rattlebox effect

اثر rattlebox

rattlebox game

بازی rattlebox

rattlebox model

مدل rattlebox

rattlebox machine

ماشین rattlebox

جملات نمونه

the rattlebox is known for its unique sound.

جعبه‌جنجالی به خاطر صدای منحصر به فردش معروف است.

children love to play with the rattlebox toy.

بچه ها عاشق بازی با اسباب بازی جعبه جنجالی هستند.

he shook the rattlebox to get the attention of the crowd.

او جعبه جنجالی را تکان داد تا توجه جمعیت را جلب کند.

in the game, the rattlebox serves as a distraction.

در بازی، جعبه جنجالی به عنوان یک حواس پرت عمل می‌کند.

the artist painted a vibrant rattlebox in the corner.

هنرمند یک جعبه جنجالی زنده و پر جنب و جوش را در گوشه نقاشی کرد.

she found an old rattlebox in the attic.

او یک جعبه جنجالی قدیمی را در زیرزمین پیدا کرد.

they used a rattlebox to entertain the baby.

آنها از جعبه جنجالی برای سرگرمی نوزاد استفاده کردند.

the sound of the rattlebox echoed through the hall.

صدای جعبه جنجالی در سالن طنین انداز شد.

he crafted a beautiful rattlebox from wood.

او یک جعبه جنجالی زیبا از چوب ساخت.

the rattlebox was a favorite among the children.

جعبه جنجالی مورد علاقه کودکان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید