razzmatazz

[ایالات متحده]/ræzmə'tæz/
[بریتانیا]/ˌræzmə'tæz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انرژی، نشاط.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the razzmatazz of a political campaign.

جذابیت و هیاهوی یک کمپین سیاسی

Razzmatazz aside, the LHC is an awesome machine.

با وجود رزماتاز، LHC یک ماشین شگفت انگیز است.

The magician's performance was full of razzmatazz and excitement.

اجای مجذایی پر از جذابیت و هیجان بود.

The Broadway show was known for its razzmatazz and elaborate costumes.

نمایش برادوی به خاطر جذابیت و لباس های پیچیده اش معروف بود.

The new product launch had all the razzmatazz with flashing lights and loud music.

معرفی محصول جدید با نورهای چشمک زن و موسیقی بلند، همه جذابیت ها را داشت.

She added some razzmatazz to her presentation with a lively dance routine.

او با یک رقص زنده، کمی جذابیت به ارائه خود اضافه کرد.

The fashion show had a lot of razzmatazz with models strutting down the runway.

نمایش مد پر از جذابیت بود، مدل ها با اعتماد به نفس روی صفحه نمایش راه می رفتند.

The opening ceremony of the event was filled with razzmatazz and fireworks.

آیین افتتاحیه رویداد با جذابیت و آتش بازی پر شده بود.

The marketing campaign was designed to have razzmatazz to attract customers' attention.

کمپین بازاریابی به گونه ای طراحی شده بود که با جذابیت توجه مشتریان را جلب کند.

The singer's performance was lacking in razzmatazz and failed to captivate the audience.

اجای خواننده فاقد جذابیت بود و نتوانست مخاطبان را مجذوب خود کند.

The grand finale of the concert was a display of razzmatazz with confetti and streamers.

نقطه اوج کنسرت یک نمایش از جذابیت با اکلیل و روبان بود.

The party was a success thanks to the razzmatazz provided by the DJ and light show.

مهمانی به لطف جذابیت ارائه شده توسط دی جی و نمایش نور موفقیت آمیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید