| جمع | re-surfaces |
re-surface roads
بهسازی جادهها
re-surfacing project
پروژه بهسازی
re-surface quickly
به سرعت بهسازی
re-surfaced area
منطقه بهسازی شده
re-surface regularly
به طور منظم بهسازی
re-surfacing work
کار بهسازی
re-surface layer
لایه بهسازی
re-surfacing costs
هزینههای بهسازی
re-surface soon
به زودی بهسازی
re-surfacing time
زمان بهسازی
the old memories often re-surface during family gatherings.
خاطرات قدیمی اغلب در زمان دورهمیهای خانوادگی دوباره ظاهر میشوند.
after years of dormancy, the issue began to re-surface in the news.
پس از سالها بیتوجهی، این موضوع دوباره در اخبار مطرح شد.
the oil slick started to re-surface on the water's surface.
لکه نفتی شروع به بیرون آمدن از سطح آب کرد.
his anger re-surfaced after hearing the disappointing news.
خشم او پس از شنیدن اخبار ناامیدکننده دوباره آشکار شد.
the company's financial problems re-surfaced despite previous efforts.
مشکلات مالی شرکت با وجود تلاشهای قبلی دوباره بروز کرد.
the sunken ship's wreckage began to re-surface after the storm.
بقایای کشتی غرق شده پس از طوفان شروع به بیرون آمدن از آب کرد.
the debate over the controversial policy re-surfaced in parliament.
بحث در مورد سیاست بحثبرانگیز دوباره در پارلمان مطرح شد.
the artist's early style re-surfaced in his latest collection.
سبک اولیه هنرمند در مجموعه جدید او دوباره ظاهر شد.
the feeling of loneliness re-surfaced as she moved to a new city.
احساس تنهایی با رفتن او به یک شهر جدید دوباره به وجود آمد.
the road re-surfaced last year is now showing signs of wear.
جادهای که سال گذشته بازسازی شد، اکنون نشانههای فرسودگی را نشان میدهد.
the topic of climate change re-surfaced during the conference.
موضوع تغییرات آب و هوایی در طول کنفرانس دوباره مطرح شد.
re-surface roads
بهسازی جادهها
re-surfacing project
پروژه بهسازی
re-surface quickly
به سرعت بهسازی
re-surfaced area
منطقه بهسازی شده
re-surface regularly
به طور منظم بهسازی
re-surfacing work
کار بهسازی
re-surface layer
لایه بهسازی
re-surfacing costs
هزینههای بهسازی
re-surface soon
به زودی بهسازی
re-surfacing time
زمان بهسازی
the old memories often re-surface during family gatherings.
خاطرات قدیمی اغلب در زمان دورهمیهای خانوادگی دوباره ظاهر میشوند.
after years of dormancy, the issue began to re-surface in the news.
پس از سالها بیتوجهی، این موضوع دوباره در اخبار مطرح شد.
the oil slick started to re-surface on the water's surface.
لکه نفتی شروع به بیرون آمدن از سطح آب کرد.
his anger re-surfaced after hearing the disappointing news.
خشم او پس از شنیدن اخبار ناامیدکننده دوباره آشکار شد.
the company's financial problems re-surfaced despite previous efforts.
مشکلات مالی شرکت با وجود تلاشهای قبلی دوباره بروز کرد.
the sunken ship's wreckage began to re-surface after the storm.
بقایای کشتی غرق شده پس از طوفان شروع به بیرون آمدن از آب کرد.
the debate over the controversial policy re-surfaced in parliament.
بحث در مورد سیاست بحثبرانگیز دوباره در پارلمان مطرح شد.
the artist's early style re-surfaced in his latest collection.
سبک اولیه هنرمند در مجموعه جدید او دوباره ظاهر شد.
the feeling of loneliness re-surfaced as she moved to a new city.
احساس تنهایی با رفتن او به یک شهر جدید دوباره به وجود آمد.
the road re-surfaced last year is now showing signs of wear.
جادهای که سال گذشته بازسازی شد، اکنون نشانههای فرسودگی را نشان میدهد.
the topic of climate change re-surfaced during the conference.
موضوع تغییرات آب و هوایی در طول کنفرانس دوباره مطرح شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید