reactionarily

[ایالات متحده]/rɪˈækʃənərɪli/
[بریتانیا]/rɪˈækʃənɛrɪli/

ترجمه

adv. به روشی واکنشی؛ به گونه‌ای که با پیشرفت یا تغییر مخالفت می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

reacted reactionarily

Persian_translation

behaving reactionarily

Persian_translation

acting reactionarily

Persian_translation

جملات نمونه

the politician reacted reactionarily to the proposed changes.

سیاستمدار به صورت واکنشی به تغییرات پیشنهادی واکنش نشان داد.

the committee responded reactionarily without considering the long-term benefits.

کمیته بدون در نظر گرفتن مزایای بلندمدت، به صورت واکنشی پاسخ داد.

she reactionarily rejected the innovative proposal.

او به صورت واکنشی پیشنهاد نوآورانه را رد کرد.

the government acted reactionarily in imposing strict regulations.

دولت با وضع مقررات سختگیرانه، به صورت واکنشی عمل کرد.

he reactionarily opposed any form of modernization.

او با هر شکلی از مدرن‌سازی به صورت واکنشی مخالفت کرد.

the organization reactionarily resisted the necessary reforms.

سازمان در برابر اصلاحات ضروری به صورت واکنشی مقاومت کرد.

they reacted reactionarily to the technological advancements.

آنها به صورت واکنشی به پیشرفت‌های فناوری واکنش نشان دادند.

the board reacted reactionarily to the shareholder concerns.

هیئت مدیره به نگرانی‌های سهامداران به صورت واکنشی واکنش نشان داد.

the institution reacted reactionarily to the criticism.

مؤسسه به انتقادها به صورت واکنشی واکنش نشان داد.

the media reacted reactionarily to the breaking news.

رسانه ها به خبر فوری به صورت واکنشی واکنش نشان دادند.

the manager reactionarily dismissed the new ideas without evaluation.

مدیر بدون ارزیابی، ایده های جدید را به صورت واکنشی کنار گذاشت.

school authorities reacted reactionarily to the student demands.

مسئولین مدرسه به صورت واکنشی به خواسته های دانش آموزان واکنش نشان دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید