revolutionarily

[ایالات متحده]/[ˌrevəˈluːʃənərli]/
[بریتانیا]/[ˌrevəˈluːʃənərli]/

ترجمه

adv. به روشی انقلابی؛ به طور رادیکال؛ به گونه‌ای که چیزی را به طور اساسی تغییر می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

think revolutionarily

دگرگون کننده نو

جملات نمونه

the new software revolutionarily changed the way we process data.

نرم‌افزار جدید، صنعت را به طور چشمگیری تغییر داد.

scientists have revolutionarily advanced the field of quantum computing this year.

رویکرد آن‌ها به بازاریابی در سال گذشته به طور چشمگیری تغییر کرد.

this medication revolutionarily improves patient recovery times significantly.

این کشف، درک ما از جهان را به طور چشمگیری تغییر داد.

the startup revolutionarily disrupted the traditional automotive industry.

مدل کسب‌وکار شرکت به طور چشمگیری با رقبای آن متفاوت بود.

her research revolutionarily altered our understanding of human history.

اختراع دستگاه چاپ، تأثیر چشمگیری بر جامعه داشت.

the company revolutionarily simplified complex financial transactions.

سبک هنرمند در طول دوران حرفه‌ای خود به طور چشمگیری تکامل یافت.

this invention revolutionarily transformed global communication systems.

این فناوری فرآیند تولید را به طور چشمگیری ساده کرد.

engineers revolutionarily enhanced the engine's fuel efficiency.

این سیاست جدید، چشم‌انداز آموزش را به طور چشمگیری تغییر داد.

the recent policy changes revolutionarily reformed the education sector.

این پیشرفت علمی، علم پزشکی را به طور چشمگیری پیش برد.

artists revolutionarily blended digital media with traditional painting.

معرفی اینترنت، جهان را به طور چشمگیری به هم متصل کرد.

the architect revolutionarily designed buildings using sustainable materials.

استراتژی شرکت سهم بازار آن‌ها را به طور چشمگیری افزایش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید