readvertise

[ایالات متحده]/ˌriːədˈvɜːtaɪz/
[بریتانیا]/ˌriːədˈvɜːrtaɪz/

ترجمه

v. برای تبلیغ مجدد، به ویژه قرار دادن تبلیغ دیگری برای یک شغل یا موقعیت.

عبارات و ترکیب‌ها

readvertise the position

بازنشر دادن موقعیت

readvertise the job

بازنشر دادن شغل

need to readvertise

نیاز به بازنشر

will readvertise

بازنشر خواهم کرد

readvertise online

به صورت آنلاین بازنشر کنید

readvertise immediately

بلافاصله بازنشر کنید

readvertise next week

هفته آینده بازنشر کنید

must readvertise

باید بازنشر کنید

readvertise again

دوباره بازنشر کنید

جملات نمونه

the company decided to readvertise the position after receiving few qualified applications.

شرکت تصمیم گرفت پس از دریافت تعداد کمی درخواست واجد شرایط، مجدداً آگهی استخدام را منتشر کند.

we will readvertise the job posting if we don't find suitable candidates within two weeks.

اگر ظرف دو هفته نامزدان مناسبی پیدا نکردیم، مجدداً آگهی استخدام را منتشر خواهیم کرد.

the council chose to readvertise the contract due to budget constraints that arose.

شورای شهر به دلیل محدودیت‌های بودجه‌ای که ایجاد شد، تصمیم گرفت مجدداً قرارداد را آگهی کند.

hr decided to readvertise the vacancy after the selected candidate declined the offer.

واحد منابع انسانی تصمیم گرفت پس از رد پیشنهاد توسط نامزد منتخب، مجدداً آگهی استخدام را منتشر کند.

the organization had to readvertise for participants when initial registrations fell short.

سازمان مجبور شد پس از کمبود ثبت نام اولیه، مجدداً برای شرکت کنندگان آگهی کند.

due to the high number of applications, management will readvertise the role with updated requirements.

به دلیل تعداد زیاد درخواست‌ها، مدیریت نقش را با الزامات به‌روز شده مجدداً آگهی خواهد کرد.

the publisher chose to readvertise the book with a more appealing cover design.

ناشر تصمیم گرفت کتاب را با طراحی جلد جذاب‌تر مجدداً آگهی کند.

after the unsuccessful tender process, the government agency decided to readvertise the project.

پس از فرآیند مناقصه ناموفق، سازمان دولتی تصمیم گرفت مجدداً پروژه را آگهی کند.

the university will readvertise the scholarship program to attract more diverse applicants.

دانشگاه تصمیم گرفت برنامه بورسیه تحصیلی را مجدداً آگهی کند تا متقاضیان متنوع‌تری را جذب کند.

we regret to inform applicants that we need to readvertise the position due to administrative delays.

ما از اطلاع رساندن به متقاضیان متاسفیم که به دلیل تاخیرات اداری نیاز به آگهی مجدد این موقعیت داریم.

the restaurant decided to readvertise the grand opening event with extended promotional offers.

رستوران تصمیم گرفت رویداد افتتاحیه بزرگ را با پیشنهادات تبلیغاتی بیشتر مجدداً آگهی کند.

after reviewing the market response, the firm chose to readvertise the product launch with a new marketing strategy.

پس از بررسی بازخورد بازار، شرکت تصمیم گرفت راه اندازی محصول را با یک استراتژی بازاریابی جدید مجدداً آگهی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید