repromote

[ایالات متحده]/ˌriːprəˈməʊt/
[بریتانیا]/ˌriːprəˈmoʊt/

ترجمه

v. دوباره ترویج کردن؛ باعث شدن دوباره بیشتر شناخته یا پذیرفته شود.

عبارات و ترکیب‌ها

repromote the product

دوباره تبلیغ محصول کنید

repurchase and repromote

خرید مجدد و تبلیغ مجدد

repurchased and repromoted

خرید مجدد شده و تبلیغ مجدد شده

repromote widely

به طور گسترده تبلیغ کنید

repurchase, repromote

خرید مجدد، تبلیغ مجدد

repromote content

محتوا را دوباره تبلیغ کنید

repromoted campaign

کمپین تبلیغ مجدد

جملات نمونه

marketing teams decide to repromote products when sales slow down significantly.

تیم‌های بازاریابی تصمیم می‌گیرند محصولات را دوباره تبلیغ کنند زمانی که فروش به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد.

companies often repromote their flagship brands during peak shopping seasons.

شرکت‌ها اغلب برندهای پرچمدان خود را در طول فصول خرید اوج دوباره تبلیغ می‌کنند.

the advertising agency suggested we repromote the campaign with new messaging.

آژانس تبلیغاتی پیشنهاد کرد که کمپین را با پیام‌رسانی جدید دوباره تبلیغ کنیم.

retail stores frequently repromote seasonal merchandise through limited-time offers.

فروشگاه‌های خرده‌فروشی به طور مکرر کالا‌های فصلی را از طریق پیشنهادات محدود زمانی دوباره تبلیغ می‌کنند.

software developers may repromote applications after releasing major updates.

توسعه‌دهندگان نرم‌افزار ممکن است برنامه‌ها را پس از انتشار به‌روزرسانی‌های عمده دوباره تبلیغ کنند.

the hotel chain chose to repromote its vacation packages with promotional pricing.

هتل زنجیره‌ای تصمیم گرفت بسته‌های تعطیلات خود را با قیمت‌های تبلیغاتی دوباره تبلیغ کند.

publishers sometimes repromote classic literature with special anniversary editions.

ناشران گاهی اوقات ادبیات کلاسیک را با نسخه‌های ویژه سالگرد دوباره تبلیغ می‌کنند.

automotive manufacturers occasionally repromote popular models with enhanced features.

تولیدکنندگان خودرو گاهی اوقات مدل‌های محبوب را با ویژگی‌های بهبود یافته دوباره تبلیغ می‌کنند.

nonprofit organizations may repromote their cause during awareness campaign periods.

سازمان‌های غیرانتفاعی ممکن است هدف خود را در طول دوره‌های کمپین آگاهی‌رسانی دوباره تبلیغ کنند.

the fitness center decided to repromote its membership program with bonus incentives.

مرکز تناسب اندام تصمیم گرفت برنامه عضویت خود را با مشوق‌های جایزه دوباره تبلیغ کند.

cosmetic brands regularly repromote their best-selling products with gift-with-purchase offers.

برندهای لوازم آرایشی به طور منظم محصولات پرفروش خود را با پیشنهادات هدیه همراه با خرید دوباره تبلیغ می‌کنند.

television networks sometimes repromote popular shows when new seasons approach.

شبکه‌های تلویزیونی گاهی اوقات برنامه‌های تلویزیونی محبوب را زمانی که فصل‌های جدید نزدیک می‌شوند دوباره تبلیغ می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید