reared up
بالا آمد
reared back
به عقب کشیده شد
reared head
سرش را بالا آورد
reared children
فرزندپروری کرد
reared livestock
دامپروری کرد
reared in
در آن بزرگ شد
reared against
در برابر آن بزرگ شد
reared on
بر آن بزرگ شد
reared high
به ارتفاع بالا
reared tail
دمش را بالا آورد
she reared her children with love and care.
او فرزندان خود را با عشق و مراقبت بزرگ کرد.
the farmer reared cattle on his land.
کشاورز دامها را در زمین خود بزرگ کرد.
he reared his voice to be heard over the crowd.
او صدای خود را بالا برد تا در میان جمعیت شنیده شود.
they reared the flag to show their pride.
آنها پرچم را برافراشتند تا غرور خود را نشان دهند.
the artist reared her creativity through various mediums.
هنرمند خلاقیت خود را از طریق رسانه های مختلف پرورش داد.
she reared her expectations for the project.
او انتظارات خود را برای پروژه بالا برد.
he reared his head in disbelief at the news.
او با ناباوری سر خود را به سمت اخبار بلند کرد.
the coach reared the team's spirits before the game.
مربی روحیه تیم را قبل از مسابقه بالا برد.
she reared her ambitions high, aiming for success.
او جاه طلبی های خود را بالا برد و به دنبال موفقیت بود.
they reared their hopes for a better future.
آنها امید خود را برای آینده ای بهتر بالا بردند.
reared up
بالا آمد
reared back
به عقب کشیده شد
reared head
سرش را بالا آورد
reared children
فرزندپروری کرد
reared livestock
دامپروری کرد
reared in
در آن بزرگ شد
reared against
در برابر آن بزرگ شد
reared on
بر آن بزرگ شد
reared high
به ارتفاع بالا
reared tail
دمش را بالا آورد
she reared her children with love and care.
او فرزندان خود را با عشق و مراقبت بزرگ کرد.
the farmer reared cattle on his land.
کشاورز دامها را در زمین خود بزرگ کرد.
he reared his voice to be heard over the crowd.
او صدای خود را بالا برد تا در میان جمعیت شنیده شود.
they reared the flag to show their pride.
آنها پرچم را برافراشتند تا غرور خود را نشان دهند.
the artist reared her creativity through various mediums.
هنرمند خلاقیت خود را از طریق رسانه های مختلف پرورش داد.
she reared her expectations for the project.
او انتظارات خود را برای پروژه بالا برد.
he reared his head in disbelief at the news.
او با ناباوری سر خود را به سمت اخبار بلند کرد.
the coach reared the team's spirits before the game.
مربی روحیه تیم را قبل از مسابقه بالا برد.
she reared her ambitions high, aiming for success.
او جاه طلبی های خود را بالا برد و به دنبال موفقیت بود.
they reared their hopes for a better future.
آنها امید خود را برای آینده ای بهتر بالا بردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید