rearview

[ایالات متحده]/'riəvju:/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آینه دید عقب
adj. مربوط به دید عقب.

عبارات و ترکیب‌ها

rearview mirror

آینه عقب

rearview camera

دوربین دید عقب

rearview visibility

دید عقب

rearview monitor

مانیتور دید عقب

rearview display

نمایشگر دید عقب

جملات نمونه

glance at the menu; glanced in the rearview mirror.

به منو نگاه کرد؛ به آینه عقب نگاه کرد.

Check your rearview mirror before changing lanes.

قبل از تغییر مسیر، آینه دید عقب خود را بررسی کنید.

The driver glanced at the rearview mirror to see if any cars were approaching.

راننده به آینه دید عقب نگاه کرد تا ببیند آیا ماشینی در حال نزدیک شدن است یا خیر.

Objects in the rearview mirror may appear closer than they are.

اشیاء در آینه دید عقب ممکن است نزدیکتر از آنچه هستند به نظر برسند.

She adjusted the rearview mirror to get a better view of the road behind her.

او آینه دید عقب را تنظیم کرد تا دید بهتری از جاده پشت سرش داشته باشد.

The driver used the rearview camera to park the car in a tight spot.

راننده از دوربین دید عقب برای پارک کردن ماشین در یک فضای تنگ استفاده کرد.

The cyclist checked his rearview mirror before making a turn.

دوچرخه سوار قبل از گردش، آینه دید عقب خود را بررسی کرد.

The rearview mirror was cracked from the impact of the collision.

آینه دید عقب در اثر برخورد تصادف ترک خورده بود.

The driver adjusted the rearview mirror to reduce the glare from the headlights behind him.

راننده آینه دید عقب را تنظیم کرد تا از تابش نور چراغ های پشت سرش جلوگیری کند.

She caught a glimpse of a familiar face in the rearview mirror.

او نگاهی گذرا به چهره آشنا در آینه دید عقب انداخت.

The rearview mirror provided a clear view of the traffic behind the car.

آینه دید عقب نمای واضحی از ترافیک پشت ماشین ارائه می داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید