reaved

[ایالات متحده]/riːv/
[بریتانیا]/riːv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. محروم کردن یا دزدیدن

عبارات و ترکیب‌ها

reave treasure

به دست آوردن گنج

reave wealth

به دست آوردن ثروت

reave land

به دست آوردن زمین

reave goods

به دست آوردن کالا

reave cattle

به دست آوردن دام

reave glory

به دست آوردن افتخار

reave honor

به دست آوردن شرافت

reave power

به دست آوردن قدرت

reave secrets

به دست آوردن اسرار

reave life

به دست آوردن زندگی

جملات نمونه

they plan to reave the treasures from the old castle.

آنها قصد دارند گنج‌ها را از قلعه قدیمی به سرقت ببرند.

the bandits attempted to reave the merchant's goods.

راهزن‌ها تلاش کردند تا کالاها را از تاجر بدزدند.

he felt guilty after he had to reave the village for supplies.

او بعد از اینکه مجبور شد برای تهیه آذوقه روستا را غارت کند، احساس گناه کرد.

in the story, the hero must reave the enemy's stronghold.

در داستان، قهرمان باید قلعه دشمن را غارت کند.

they managed to reave the enemy camp without being detected.

آنها موفق شدند بدون اینکه شناسایی شوند، اردوگاه دشمن را غارت کنند.

the pirates would often reave ships along the coast.

دزدان دریایی اغلب کشتی‌ها را در امتداد ساحل غارت می‌کردند.

she felt it was wrong to reave the land of its resources.

او احساس می‌کرد غارت کردن سرزمین از منابع آن اشتباه است.

the villagers were afraid that raiders would come to reave them.

روستاییان از این می‌ترسیدند که غارتگران برای غارت کردن آنها بیایند.

to survive, they had to reave what they could find.

برای زنده ماندن، آنها مجبور شدند هر آنچه می‌توانستند پیدا کنند، غارت کنند.

history tells us that many empires would reave their neighbors.

تاریخ به ما می‌گوید که بسیاری از امپراتوری‌ها از همسایگان خود غارت می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید