recced

[ایالات متحده]/rɛk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرگرمی؛ تفریح، تنها در کلمات مرکب استفاده می‌شود، مانند اتاق تفریح.

عبارات و ترکیب‌ها

recording

ضبط

recommendation

توصیه

recreation

تفریح

recovery

بهبودی

جملات نمونه

a rec room; a rec hall.

یک اتاق بازی؛ یک سالن تفریح

a slightly receding chin.

یک چانه‌ی کمی پس‌روی

Fred was receding a bit.

فرِد کمی عقب‌نشینی می‌کرد.

a hairline that had receded;

یک خط مویی که پس زده بود;

his footsteps receded down the corridor.

قدم‌هایش در راهرو محو شدند.

his dark hair was receding a little.

موهای تیره او کمی عقب‌نشینی می‌کردند.

the flood waters had not receded and the situation was still critical.

آب‌های سیلاب کاهش نیافته بودند و وضعیت همچنان بحرانی بود.

The receding tide pooled in hollows along the shore.

جزر و مد دریا به گونه‌ای عقب‌نشینی می‌کرد که آب در حفره‌های ساحلی جمع می‌شد.

As we gained height, the ground receded from view.

همانطور که ارتفاع می‌گرفتیم، زمین از دید پنهان می‌شد.

The premise of designing and creatin g Chongqing's tourism image is to rec ognize its advantages and keystone o f devel-opment.

پیش‌فرض طراحی و ایجاد تصویر گردشگری چونگ‌کینگ، تشخیص مزایا و سنگ بنای توسعه آن است.

The coma aberation and astigmation are rec t ified through carefully selecting the position of aperture stop and the paramete rs of the quadratic surface.

انحرافات کما و آستیگماتیسم با انتخاب دقیق موقعیت توقف دیافراگم و پارامترهای سطح درجه دو اصلاح می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید