reclusivenesses

[ایالات متحده]/rɪˈkluːsɪvnəsɪz/
[بریتانیا]/rɪˈkluːsɪvnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن مکمن؛ دوری از جامعه

عبارات و ترکیب‌ها

his reclusiveness

خودبیانی‌اش

her reclusiveness

خودبیانی‌اش

extreme reclusiveness

خودبیانی‌اش به شدت

sudden reclusiveness

خودبیانی‌اش به طور ناگهانی

habitual reclusiveness

خودبیانی‌اش به طور معمول

voluntary reclusiveness

خودبیانی‌اش به طور داوطلبانه

growing reclusiveness

خودبیانی‌اش در حال افزایش

unusual reclusiveness

خودبیانی‌اش غیرمعمول

artistic reclusiveness

خودبیانی‌اش هنری

late-life reclusiveness

خودبیانی‌اش در سال‌های پایانی زندگی

جملات نمونه

the author's profound reclusivenesses made him a mysterious figure in literary circles.

پرده‌گی عمیق نویسنده او را به یک شخصیت مرموز در دایره‌های ادبی تبدیل کرد.

her sudden reclusivenesses worried her friends and family immensely.

پرده‌گی ناگهانی او دوستان و خانواده‌اش را به شدت نگران کرد.

many artists embrace voluntary reclusivenesses to focus on their creative work.

بیشتر هنرمندان پرده‌گی داوطلبانه را برای متمرکز شدن بر کارهای خلاقانه خود پذیرفته‌اند.

the scientist's extreme reclusivenesses bordered on legendary among his colleagues.

پرده‌گی بسیار شدید دانشمند در میان همکارانش به حدی افسانه‌ای می‌رسید.

his habitual reclusivenesses made it difficult for new acquaintances to approach him.

پرده‌گی معمول او باعث شد که افراد جدید نتوانند به او نزدیک شوند.

the hermit developed multiple reclusivenesses over decades of solitary living.

این تنها زندگی‌کننده در طول دهه‌ها زندگی تنهایی چندین نوع پرده‌گی را توسعه داد.

increasing reclusivenesses among teenagers concern many psychologists today.

افزایش پرده‌گی در نوجوانان امروزه نگرانی بسیاری از روانشناسان را به دل خود می‌کشاند.

the writer's mysterious reclusivenesses inspired countless rumors and speculation.

پرده‌گی مرموز نویسنده‌اش به بی‌شمار گمانه‌زنی و فرضیه‌هایی منجر شد.

self-imposed reclusivenesses became a protective mechanism for the trauma survivor.

پرده‌گی‌های خود‌اختیاری به مکانیسمی برای حفاظت از فردی که از تجربه‌های تکان‌دهنده گذشته است، تبدیل شد.

social reclusivenesses can sometimes indicate underlying mental health issues.

پرده‌گی‌های اجتماعی گاهی نشان‌دهنده مسائل بهداشت روانی پنهان است.

the eccentric professor's strange reclusivenesses became part of campus folklore.

پرده‌گی‌های عجیب دانشمند غیرمعمول به بخشی از افسانه‌های دانشگاهی تبدیل شد.

the monk's lifelong reclusivenesses reflected his total dedication to spiritual practice.

پرده‌گی‌های زندگی‌های متوسل در طول عمر نشان‌دهنده وفاداری کامل او به تمرین‌های روحی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید