his reclusiveness
خودبیانیاش
her reclusiveness
خودبیانیاش
extreme reclusiveness
خودبیانیاش به شدت
sudden reclusiveness
خودبیانیاش به طور ناگهانی
habitual reclusiveness
خودبیانیاش به طور معمول
voluntary reclusiveness
خودبیانیاش به طور داوطلبانه
growing reclusiveness
خودبیانیاش در حال افزایش
unusual reclusiveness
خودبیانیاش غیرمعمول
artistic reclusiveness
خودبیانیاش هنری
late-life reclusiveness
خودبیانیاش در سالهای پایانی زندگی
the author's profound reclusivenesses made him a mysterious figure in literary circles.
پردهگی عمیق نویسنده او را به یک شخصیت مرموز در دایرههای ادبی تبدیل کرد.
her sudden reclusivenesses worried her friends and family immensely.
پردهگی ناگهانی او دوستان و خانوادهاش را به شدت نگران کرد.
many artists embrace voluntary reclusivenesses to focus on their creative work.
بیشتر هنرمندان پردهگی داوطلبانه را برای متمرکز شدن بر کارهای خلاقانه خود پذیرفتهاند.
the scientist's extreme reclusivenesses bordered on legendary among his colleagues.
پردهگی بسیار شدید دانشمند در میان همکارانش به حدی افسانهای میرسید.
his habitual reclusivenesses made it difficult for new acquaintances to approach him.
پردهگی معمول او باعث شد که افراد جدید نتوانند به او نزدیک شوند.
the hermit developed multiple reclusivenesses over decades of solitary living.
این تنها زندگیکننده در طول دههها زندگی تنهایی چندین نوع پردهگی را توسعه داد.
increasing reclusivenesses among teenagers concern many psychologists today.
افزایش پردهگی در نوجوانان امروزه نگرانی بسیاری از روانشناسان را به دل خود میکشاند.
the writer's mysterious reclusivenesses inspired countless rumors and speculation.
پردهگی مرموز نویسندهاش به بیشمار گمانهزنی و فرضیههایی منجر شد.
self-imposed reclusivenesses became a protective mechanism for the trauma survivor.
پردهگیهای خوداختیاری به مکانیسمی برای حفاظت از فردی که از تجربههای تکاندهنده گذشته است، تبدیل شد.
social reclusivenesses can sometimes indicate underlying mental health issues.
پردهگیهای اجتماعی گاهی نشاندهنده مسائل بهداشت روانی پنهان است.
the eccentric professor's strange reclusivenesses became part of campus folklore.
پردهگیهای عجیب دانشمند غیرمعمول به بخشی از افسانههای دانشگاهی تبدیل شد.
the monk's lifelong reclusivenesses reflected his total dedication to spiritual practice.
پردهگیهای زندگیهای متوسل در طول عمر نشاندهنده وفاداری کامل او به تمرینهای روحی بود.
his reclusiveness
خودبیانیاش
her reclusiveness
خودبیانیاش
extreme reclusiveness
خودبیانیاش به شدت
sudden reclusiveness
خودبیانیاش به طور ناگهانی
habitual reclusiveness
خودبیانیاش به طور معمول
voluntary reclusiveness
خودبیانیاش به طور داوطلبانه
growing reclusiveness
خودبیانیاش در حال افزایش
unusual reclusiveness
خودبیانیاش غیرمعمول
artistic reclusiveness
خودبیانیاش هنری
late-life reclusiveness
خودبیانیاش در سالهای پایانی زندگی
the author's profound reclusivenesses made him a mysterious figure in literary circles.
پردهگی عمیق نویسنده او را به یک شخصیت مرموز در دایرههای ادبی تبدیل کرد.
her sudden reclusivenesses worried her friends and family immensely.
پردهگی ناگهانی او دوستان و خانوادهاش را به شدت نگران کرد.
many artists embrace voluntary reclusivenesses to focus on their creative work.
بیشتر هنرمندان پردهگی داوطلبانه را برای متمرکز شدن بر کارهای خلاقانه خود پذیرفتهاند.
the scientist's extreme reclusivenesses bordered on legendary among his colleagues.
پردهگی بسیار شدید دانشمند در میان همکارانش به حدی افسانهای میرسید.
his habitual reclusivenesses made it difficult for new acquaintances to approach him.
پردهگی معمول او باعث شد که افراد جدید نتوانند به او نزدیک شوند.
the hermit developed multiple reclusivenesses over decades of solitary living.
این تنها زندگیکننده در طول دههها زندگی تنهایی چندین نوع پردهگی را توسعه داد.
increasing reclusivenesses among teenagers concern many psychologists today.
افزایش پردهگی در نوجوانان امروزه نگرانی بسیاری از روانشناسان را به دل خود میکشاند.
the writer's mysterious reclusivenesses inspired countless rumors and speculation.
پردهگی مرموز نویسندهاش به بیشمار گمانهزنی و فرضیههایی منجر شد.
self-imposed reclusivenesses became a protective mechanism for the trauma survivor.
پردهگیهای خوداختیاری به مکانیسمی برای حفاظت از فردی که از تجربههای تکاندهنده گذشته است، تبدیل شد.
social reclusivenesses can sometimes indicate underlying mental health issues.
پردهگیهای اجتماعی گاهی نشاندهنده مسائل بهداشت روانی پنهان است.
the eccentric professor's strange reclusivenesses became part of campus folklore.
پردهگیهای عجیب دانشمند غیرمعمول به بخشی از افسانههای دانشگاهی تبدیل شد.
the monk's lifelong reclusivenesses reflected his total dedication to spiritual practice.
پردهگیهای زندگیهای متوسل در طول عمر نشاندهنده وفاداری کامل او به تمرینهای روحی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید