reconquered

[ایالات متحده]/[ˈriːkɒŋ.kərd]/
[بریتانیا]/[ˈriː.kən.kərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پس گرفتن مالکیت چیزی که گم شده یا گرفته شده است؛ بازپس‌گیری کنترل چیزی؛ بازپس‌گیری چیزی که قبلاً از دست رفته است.

عبارات و ترکیب‌ها

reconquered territory

سرزمین بازپس گرفته شده

had reconquered

بازپس گرفته شده بود

reconquering cities

شهرها را بازپس می‌گرفت

reconquered lands

سرزمین‌های بازپس گرفته شده

successfully reconquered

به طور موفقیت آمیز بازپس گرفته شد

reconquering power

قدرت را بازپس می‌گرفت

reconquered kingdom

پادشاهی بازپس گرفته شده

reconquered position

موقعیت بازپس گرفته شده

reconquered ground

زمین بازپس گرفته شده

reconquering influence

نفوذ را بازپس می‌گرفت

جملات نمونه

the spanish reconquered spain from the moors after centuries of conflict.

اسپانیا پس از قرن‌ها جنگ و درگیری، اسپانیا را از مورها پس گرفت.

after a long and difficult campaign, the city was finally reconquered by the rebels.

پس از یک کمپین طولانی و دشوار، شهر سرانجام توسط شورشیان پس گرفته شد.

the kingdom reconquered its lost territories after the civil war ended.

پادشاهی پس از پایان جنگ داخلی، قلمروهای از دست رفته خود را پس گرفت.

the castle, once abandoned, was reconquered and restored to its former glory.

قلعه‌ای که زمانی رها شده بود، پس گرفته و به شکوه سابق خود بازگردانده شد.

the rebels reconquered the strategic mountain pass, cutting off enemy supply lines.

شورشیان گذرگاه کوهستانی استراتژیک را پس گرفتند و خطوط تدارکات دشمن را قطع کردند.

the land was reconquered and settled by the victorious army.

زمین پس گرفته و توسط ارتش پیروز تصرف شد.

the government reconquered public trust after a period of scandal and corruption.

دولت پس از دوره‌ای از رسوایی و فساد، اعتماد عمومی را دوباره به دست آورد.

the team reconquered the championship title after a two-year absence.

تیم پس از دو سال غیبت، عنوان قهرمانی را دوباره به دست آورد.

the company reconquered market share after a successful rebranding campaign.

شرکت پس از یک کمپین موفقیت آمیز بازسازی برند، سهم بازار را دوباره به دست آورد.

the island was reconquered after a protracted siege.

جزیره پس از یک محاصره طولانی مدت، پس گرفته شد.

the ancient city was reconquered and incorporated into the expanding empire.

شهر باستانی پس گرفته و به امپراتوری در حال گسترش الحاق شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید