retaken

[ایالات متحده]/riːˈteɪkən/
[بریتانیا]/riˈteɪkən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره گرفته شده

عبارات و ترکیب‌ها

retaken exam

آزمون تکرارشده

retaken photograph

عکس تکرارشده

retaken course

درس تکرارشده

retaken test

آزمون تکرارشده

retaken assessment

ارزیابی تکرارشده

retaken class

کلاس تکرارشده

retaken picture

عکس تکرارشده

retaken footage

تصویر تکرارشده

retaken session

جلسه تکرارشده

retaken project

پروژه تکرارشده

جملات نمونه

the city was retaken after a fierce battle.

شهر پس از یک نبرد شدید دوباره تصرف شد.

after the negotiations, the territory was retaken peacefully.

پس از مذاکرات، قلمرو به طور مسالمت آمیز دوباره تصرف شد.

the exam was retaken by many students.

بسیاری از دانش آموزان امتحان را دوباره دادند.

the team managed to have their championship title retaken.

تیم موفق شد عنوان قهرمانی خود را دوباره به دست آورد.

he retaken his position as the leader of the group.

او جایگاه خود را به عنوان رهبر گروه دوباره به دست آورد.

the film was retaken to improve its special effects.

فیلم برای بهبود جلوه‌های ویژه آن دوباره فیلمبرداری شد.

after the scandal, she retaken her place in the company.

پس از رسوایی، او جایگاه خود را در شرکت دوباره به دست آورد.

the country has retaken control over its borders.

کشور کنترل مرزهای خود را دوباره به دست گرفته است.

the test was retaken to ensure fairness.

آزمون برای اطمینان از عدالت دوباره انجام شد.

he has retaken the lead in the race.

او دوباره در مسابقه پیشرو شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید