retaken exam
آزمون تکرارشده
retaken photograph
عکس تکرارشده
retaken course
درس تکرارشده
retaken test
آزمون تکرارشده
retaken assessment
ارزیابی تکرارشده
retaken class
کلاس تکرارشده
retaken picture
عکس تکرارشده
retaken footage
تصویر تکرارشده
retaken session
جلسه تکرارشده
retaken project
پروژه تکرارشده
the city was retaken after a fierce battle.
شهر پس از یک نبرد شدید دوباره تصرف شد.
after the negotiations, the territory was retaken peacefully.
پس از مذاکرات، قلمرو به طور مسالمت آمیز دوباره تصرف شد.
the exam was retaken by many students.
بسیاری از دانش آموزان امتحان را دوباره دادند.
the team managed to have their championship title retaken.
تیم موفق شد عنوان قهرمانی خود را دوباره به دست آورد.
he retaken his position as the leader of the group.
او جایگاه خود را به عنوان رهبر گروه دوباره به دست آورد.
the film was retaken to improve its special effects.
فیلم برای بهبود جلوههای ویژه آن دوباره فیلمبرداری شد.
after the scandal, she retaken her place in the company.
پس از رسوایی، او جایگاه خود را در شرکت دوباره به دست آورد.
the country has retaken control over its borders.
کشور کنترل مرزهای خود را دوباره به دست گرفته است.
the test was retaken to ensure fairness.
آزمون برای اطمینان از عدالت دوباره انجام شد.
he has retaken the lead in the race.
او دوباره در مسابقه پیشرو شده است.
retaken exam
آزمون تکرارشده
retaken photograph
عکس تکرارشده
retaken course
درس تکرارشده
retaken test
آزمون تکرارشده
retaken assessment
ارزیابی تکرارشده
retaken class
کلاس تکرارشده
retaken picture
عکس تکرارشده
retaken footage
تصویر تکرارشده
retaken session
جلسه تکرارشده
retaken project
پروژه تکرارشده
the city was retaken after a fierce battle.
شهر پس از یک نبرد شدید دوباره تصرف شد.
after the negotiations, the territory was retaken peacefully.
پس از مذاکرات، قلمرو به طور مسالمت آمیز دوباره تصرف شد.
the exam was retaken by many students.
بسیاری از دانش آموزان امتحان را دوباره دادند.
the team managed to have their championship title retaken.
تیم موفق شد عنوان قهرمانی خود را دوباره به دست آورد.
he retaken his position as the leader of the group.
او جایگاه خود را به عنوان رهبر گروه دوباره به دست آورد.
the film was retaken to improve its special effects.
فیلم برای بهبود جلوههای ویژه آن دوباره فیلمبرداری شد.
after the scandal, she retaken her place in the company.
پس از رسوایی، او جایگاه خود را در شرکت دوباره به دست آورد.
the country has retaken control over its borders.
کشور کنترل مرزهای خود را دوباره به دست گرفته است.
the test was retaken to ensure fairness.
آزمون برای اطمینان از عدالت دوباره انجام شد.
he has retaken the lead in the race.
او دوباره در مسابقه پیشرو شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید