reconstituter

[ایالات متحده]/ˌriːˈkɒnstɪtjuːtə/
[بریتانیا]/ˌriːˈkɑːnstɪtuːtər/

ترجمه

vt. دوباره سازماندهی کردن یا دوباره شکل دادن؛ بازگرداندن به حالت قبلی؛ بازگرداندن غذای خشک شده با اضافه کردن آب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

reconstituter function

تابع بازسازی

reconstituter process

فرآیند بازسازی

reconstituter model

مدل بازسازی

reconstituter type

نوع بازسازی

reconstituter system

سیستم بازسازی

reconstituter tool

ابزار بازسازی

reconstituter method

روش بازسازی

reconstituter unit

واحد بازسازی

reconstituter application

کاربرد بازسازی

reconstituter design

طراحی بازسازی

جملات نمونه

the chef is a skilled reconstituter of dried ingredients.

سرآشپز یک بازساز ماهر مواد خشک است.

we need a reconstituter to prepare the powdered soup.

ما به یک بازساز برای تهیه سوپ پودری نیاز داریم.

the reconstituter can help restore the original flavor of the dish.

بازساز می تواند به بازگرداندن طعم اصلی غذا کمک کند.

she used a reconstituter to make the instant noodles taste better.

او از یک بازساز برای بهتر کردن طعم رشته فرنگی فوری استفاده کرد.

the reconstituter was essential for the recipe's success.

بازساز برای موفقیت دستور غذا ضروری بود.

many chefs rely on a reconstituter for their cooking.

بسیاری از سرآشپزها برای آشپزی خود به یک بازساز متکی هستند.

this machine acts as a reconstituter for dehydrated foods.

این دستگاه به عنوان یک بازساز برای غذاهای خشک شده عمل می کند.

the reconstituter simplifies the process of meal preparation.

بازساز فرآیند آماده سازی غذا را ساده می کند.

using a reconstituter can save time in the kitchen.

استفاده از یک بازساز می تواند در آشپزخانه در زمان صرفه جویی کند.

he is known as a master reconstituter among food enthusiasts.

او به عنوان یک بازساز ماهر در بین علاقه مندان به غذا شناخته می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید