recrudescing

[ایالات متحده]/ˌriː.kruːˈdɛs.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriː.kruːˈdɛs.ɪŋ/

ترجمه

v. عمل تکرار یا بازنمایی پس از یک دوره بی‌تحرکی

عبارات و ترکیب‌ها

recrudescing pain

بازگشت درد

recrudescing symptoms

بازگشت علائم

recrudescing illness

بازگشت بیماری

recrudescing condition

بازگشت وضعیت

recrudescing fever

بازگشت تب

recrudescing outbreak

بازگشت شیوع

recrudescing infection

بازگشت عفونت

recrudescing headache

بازگشت سردرد

recrudescing crisis

بازگشت بحران

جملات نمونه

the patient's symptoms are recrudescing after a brief period of improvement.

علائم بیمار پس از یک دوره کوتاه از بهبود، در حال بازگشت هستند.

recrudescing issues in the project have caused delays.

مشکلات در حال بازگشت در پروژه باعث ایجاد تاخیر شده است.

his anxiety has been recrudescing, making it hard for him to focus.

اضطراب او در حال بازگشت است و تمرکز را برای او دشوار می کند.

after the treatment, the disease showed signs of recrudescing.

پس از درمان، بیماری علائمی از بازگشت نشان داد.

the recrudescing conflict has raised concerns among the community.

درگیری در حال بازگشت باعث نگرانی در بین مردم شده است.

she noticed her old habits recrudescing when she returned to her hometown.

او متوجه شد که عادت های قدیمی اش پس از بازگشت به زادگاهش در حال بازگشت هستند.

the recrudescing pain in his back prompted a visit to the doctor.

درد در حال بازگشت در ناحیه کمر او باعث شد که به پزشک مراجعه کند.

recrudescing tensions between the two countries could lead to conflict.

تنش های در حال بازگشت بین دو کشور می تواند منجر به درگیری شود.

after a few weeks, the issues began recrudescing in the software.

پس از چند هفته، مشکلات در نرم افزار شروع به بازگشت کردند.

his depression has a tendency to recrudesce during stressful times.

افسردگی او تمایل دارد در زمان های استرس زا بازگردد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید