recurving

[ایالات متحده]/ˌriːˈkɜːv/
[بریتانیا]/ˌriːˈkɜrv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt.vi. به عقب خم کردن یا دوباره منحنی کردن
vi. به سمت عقب منحنی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

recurve bow

کمان ریکرو

recurve archery

تیراندازی با کمان ریکرو

recurve technique

تکنیک کمان ریکرو

recurve string

کش کمان ریکرو

recurve limbs

بازوهای کمان ریکرو

recurve sight

نیشان کمان ریکرو

recurve riser

بدنه کمان ریکرو

recurve grip

دستگیره کمان ریکرو

recurve target

هدف کمان ریکرو

recurve competition

مسابقه کمان ریکرو

جملات نمونه

he decided to recurve his bow for better accuracy.

او تصمیم گرفت کمان خود را برای دقت بیشتر خم کند.

the recurve design allows for more power in archery.

طراحی recurve این امکان را برای افزایش قدرت در تیراندازی فراهم می کند.

she prefers recurve arrows for their stability in flight.

او تیرهای recurve را به دلیل پایداری در پرواز ترجیح می دهد.

the recurve technique is essential for competitive archers.

تکنیک recurve برای تیراندازان حرفه ای ضروری است.

learning to recurve takes practice and patience.

یادگیری recurve نیاز به تمرین و صبر دارد.

many archers choose recurve bows for their versatility.

بسیاری از تیراندازان کمان های recurve را به دلیل تطبیق پذیری خود انتخاب می کنند.

he adjusted the recurve of his bow to suit his shooting style.

او قوس کمان خود را برای متناسب کردن با سبک تیراندازی خود تنظیم کرد.

recurve bows are popular among beginners in archery.

کمان های recurve در بین مبتدیان تیراندازی محبوب هستند.

she demonstrated how to recurve the bowstring properly.

او نحوه خم کردن صحیح زه کمان را نشان داد.

the recurve shape helps in achieving a smooth draw.

شکل recurve به دستیابی به کشش صاف کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید