redoubled efforts
تلاشهای دوچندان
redoubled focus
تمرکز دوچندان
redoubled commitment
متعهد بودن دوچندان
redoubled action
اقدام دوچندان
redoubled vigilance
هوشیاری دوچندان
redoubled support
حمایت دوچندان
redoubled determination
عزم دوچندان
redoubled attention
توجه دوچندان
redoubled strength
قدرت دوچندان
redoubled interest
علاقه دوچندان
after the setback, she redoubled her efforts to succeed.
پس از ناکامی، او تلاشهای خود را برای موفقیت دوچندان کرد.
the team redoubled their training sessions before the championship.
تیم تمرینات خود را قبل از مسابقات قهرمانی دو برابر کرد.
he redoubled his focus on his studies after failing the exam.
او پس از شکست در امتحان، تمرکز خود را بر روی تحصیلات دو برابر کرد.
they redoubled their marketing efforts to boost sales.
آنها تلاشهای بازاریابی خود را برای افزایش فروش دو برابر کردند.
she redoubled her commitment to volunteer work this year.
او متعهدیت خود را به کار داوطلبانه امسال دو برابر کرد.
following the feedback, he redoubled his attempts to improve.
پس از دریافت بازخورد، او تلاش خود را برای بهبود دو برابر کرد.
the government redoubled its efforts to combat climate change.
دولت تلاش خود را برای مقابله با تغییرات آب و هوایی دو برابر کرد.
after the incident, the company redoubled its safety measures.
پس از حادثه، شرکت اقدامات ایمنی خود را دو برابر کرد.
she redoubled her exercise routine to get fit.
او برای تناسب اندام، روتین ورزشی خود را دو برابر کرد.
he redoubled his research efforts for the upcoming conference.
او تلاشهای تحقیقاتی خود را برای کنفرانس آینده دو برابر کرد.
redoubled efforts
تلاشهای دوچندان
redoubled focus
تمرکز دوچندان
redoubled commitment
متعهد بودن دوچندان
redoubled action
اقدام دوچندان
redoubled vigilance
هوشیاری دوچندان
redoubled support
حمایت دوچندان
redoubled determination
عزم دوچندان
redoubled attention
توجه دوچندان
redoubled strength
قدرت دوچندان
redoubled interest
علاقه دوچندان
after the setback, she redoubled her efforts to succeed.
پس از ناکامی، او تلاشهای خود را برای موفقیت دوچندان کرد.
the team redoubled their training sessions before the championship.
تیم تمرینات خود را قبل از مسابقات قهرمانی دو برابر کرد.
he redoubled his focus on his studies after failing the exam.
او پس از شکست در امتحان، تمرکز خود را بر روی تحصیلات دو برابر کرد.
they redoubled their marketing efforts to boost sales.
آنها تلاشهای بازاریابی خود را برای افزایش فروش دو برابر کردند.
she redoubled her commitment to volunteer work this year.
او متعهدیت خود را به کار داوطلبانه امسال دو برابر کرد.
following the feedback, he redoubled his attempts to improve.
پس از دریافت بازخورد، او تلاش خود را برای بهبود دو برابر کرد.
the government redoubled its efforts to combat climate change.
دولت تلاش خود را برای مقابله با تغییرات آب و هوایی دو برابر کرد.
after the incident, the company redoubled its safety measures.
پس از حادثه، شرکت اقدامات ایمنی خود را دو برابر کرد.
she redoubled her exercise routine to get fit.
او برای تناسب اندام، روتین ورزشی خود را دو برابر کرد.
he redoubled his research efforts for the upcoming conference.
او تلاشهای تحقیقاتی خود را برای کنفرانس آینده دو برابر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید