redunca

[ایالات متحده]/[ˈredʊŋkə]/
[بریتانیا]/[ˈredʊŋkə]/

ترجمه

n. یک گوزن آفریقایی متوسط از جنس ریدونکا؛ هر یک از چند گونه گوزن، مانند گوزن بزرگ یا گوزن کوچک

جملات نمونه

the redundancy in his argument made it difficult to follow.

پرکردن اضافی در استدلال او باعث شد که دنبال کردن آن دشوار شود.

we need to eliminate redundancy in the report to make it more concise.

ما نیاز داریم که پرکردن اضافی در گزارش را حذف کنیم تا آن را مختصرتر کنیم.

there was a significant redundancy in the data collected from the two sources.

پرکردن اضافی در داده‌های جمع‌آوری شده از دو منبع وجود داشت.

the software flagged areas of redundancy in the document.

نرم‌افزار مناطقی از پرکردن اضافی در اسناد را مشخص کرد.

avoid redundancy when writing; be clear and to the point.

هنگام نوشتن از پرکردن اضافی پرهیز کنید؛ واضح و مستقیم باشید.

the system checks for redundancy to prevent data duplication.

سیستم برای جلوگیری از تکرار داده‌ها برای پرکردن اضافی بررسی می‌کند.

excessive redundancy can make communication less effective.

پرکردن اضافی بیش از حد می‌تواند ارتباط را کم‌ایندازه کند.

the editor pointed out the redundancy in the phrasing.

ویراستار پرکردن اضافی در بیان را اشاره کرد.

we reduced redundancy by streamlining the workflow process.

ما پرکردن اضافی را کاهش دادیم با ساده‌سازی فرآیند کار.

the goal is to minimize redundancy and maximize efficiency.

هدف کاهش پرکردن اضافی و افزایش کارایی است.

the project suffered from redundancy in its various phases.

پروژه از پرکردن اضافی در فازهای مختلف خود رنج می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید