refection

[ایالات متحده]/rɪˈfɛkʃən/
[بریتانیا]/rɪˈfɛkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وعده غذایی سبک یا تنقلات؛ عمل بازگرداندن نیرو، به ویژه پس از بیماری؛ به طور خاص، بهبودی از علائم کمبود ویتامین B
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

self refection

خودبازتابی

deep refection

خودبازتابی عمیق

personal refection

خودبازتابی شخصی

critical refection

خودبازتابی انتقادی

group refection

خودبازتابی گروهی

collective refection

خودبازتابی جمعی

guided refection

خودبازتابی هدایت‌شده

thoughtful refection

خودبازتابی متفکرانه

reflective refection

خودبازتابی بازتابی

ongoing refection

خودبازتابی مداوم

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید