regalia

[ایالات متحده]/rɪ'geɪlɪə/
[بریتانیا]/rɪ'ɡelɪə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشانه؛ علامت؛ قدرت سلطنتی

عبارات و ترکیب‌ها

royal regalia

تاج و تخت سلطنتی

جملات نمونه

the regalia of the church

آلات و وسایل کلیسا

mourning regalia became her.

لباس عزای خاص و عام به او بود.

the Bishop of Florence in full regalia .

اسقف فلورانس با تمام جلال و شکوه

the king wore his royal regalia for the ceremony

شاه در مراسم، لباس‌های سلطنتی خود را پوشید.

the queen's regalia included a crown and a scepter

لباس‌های سلطنتی ملکه شامل یک تاج و عصا بود.

the regalia of the ancient civilization were displayed in the museum

آلات و وسایل تمدن باستانی در موزه به نمایش گذاشته شدند.

the regalia symbolized the power and authority of the ruler

آلات و وسایل، نماد قدرت و اقتدار حاکم بودند.

the regalia of the knight gleamed in the sunlight

آلات و وسایل شوالیه در نور خورشید می‌درخشید.

the regalia of the festival included colorful banners and flags

آلات و وسایل جشنواره شامل بنرها و پرچم‌های رنگارنگ بود.

the regalia of the ceremony were carefully crafted and adorned with jewels

آلات و وسایل مراسم با دقت ساخته شده و با جواهرات تزئین شده بودند.

the regalia of the royal family were passed down from generation to generation

آلات و وسایل خانواده سلطنتی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شدند.

the regalia of the opera singer added to the grandeur of the performance

آلات و وسایل خواننده اپرا به شکوه اجرا افزود.

the regalia of the traditional dance troupe reflected the cultural heritage of the region

آلات و وسایل گروه رقص سنتی، میراث فرهنگی منطقه را منعکس می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید