regimentation

[ایالات متحده]/ˌredʒimen'teiʃən/
[بریتانیا]/ˌr ɛd ʒəm ɛnˈteʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سازماندهی و سیستماتیک کردن یک گروه یا تیم.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

military regimentation

نظم نظامی

strict regimentation

نظم سختگیرانه

regimentation of routine

نظم دادن به روال

enforce regimentation

اجرای نظم

regimentation of behavior

نظم دادن به رفتار

جملات نمونه

strict regimentation of daily activities

رژیم سختگیرانه فعالیت‌های روزانه

impose regimentation on the team

تحمیل رژیم‌گذاری بر تیم

resist regimentation of creativity

مقاومت در برابر رژیم‌گذاری خلاقیت

regimentation of dress code

رژیم‌گذاری کد لباس

regimentation of working hours

رژیم‌گذاری ساعات کار

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید