regulationist

[ایالات متحده]/ˌreɡjʊˈleɪʃənɪst/
[بریتانیا]/ˌrɛɡjəˈleɪʃənɪst/

ترجمه

n. فردی که از نظریه یا مذهب تنظیم پیروی یا حمایت می‌کند، به ویژه در زمینه‌های اقتصادی یا نظارتی
adj. مربوط به یا ویژگی نظریه تنظیم یا مکتب فکری تنظیم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

regulationist views

دیدگاه‌های تنظیم‌گرایانه

regulationists support

حمایت تنظیم‌گرایان

regulationist position

موضع تنظیم‌گرایانه

being regulationist

تنظیم‌گرایی بودن

regulationist agenda

برنامه تنظیم‌گرایانه

strong regulationist

تنظیم‌گرای قوی

regulationist policies

سیاست‌های تنظیم‌گرایانه

regulationist influence

نفوذ تنظیم‌گرایانه

regulationist movement

جنبش تنظیم‌گرایانه

regulationist thinking

تفکر تنظیم‌گرایانه

جملات نمونه

the regulationist approach emphasizes government oversight of markets.

رویکرد تنظیم‌گرایانه بر نظارت دولت بر بازارها تاکید دارد.

critics argue that regulationist policies stifle economic growth.

منتقدان استدلال می‌کنند که سیاست‌های تنظیم‌گرایانه باعث خفه شدن رشد اقتصادی می‌شوند.

the regulationist framework requires strict compliance from all businesses.

چارچوب تنظیم‌گرایانه مستلزم رعایت دقیق قوانین از سوی همه مشاغل است.

some economists advocate for a balanced regulationist perspective.

برخی از اقتصاددانان از منظر تنظیم‌گرایانه متعادل حمایت می‌کنند.

the regulationist agenda has been debated in parliament for months.

برنامه تنظیم‌گرایانه برای ماه‌ها در پارلمان مورد بحث قرار گرفته است.

environmental groups support stricter regulationist measures.

گروه‌های محیط‌زیستی از اقدامات سخت‌گیرانه‌تر تنظیم‌گرایانه حمایت می‌کنند.

the new administration has shifted toward more regulationist policies.

دولت جدید به سمت سیاست‌های تنظیم‌گرایانه‌تر تغییر کرده است.

regulationist thinking dominated economic discourse in the mid-20th century.

تفکر تنظیم‌گرایانه در قرن بیستم در میانه دوران اقتصادی غالب بود.

industry leaders fear excessive regulationist requirements.

رهبران صنعت از الزامات بیش از حد تنظیم‌گرایانه می‌ترسند.

the regulationist model aims to protect consumer interests.

مدل تنظیم‌گرایانه هدف از حمایت از منافع مصرف‌کنندگان دارد.

academic circles continue to discuss regulationist theory extensively.

حلقه‌های دانشگاهی به بحث در مورد نظریه تنظیم‌گرایانه به طور گسترده ادامه می‌دهند.

the government adopted a more regulationist stance after the crisis.

دولت پس از بحران، موضع تنظیم‌گرایانه‌تری اتخاذ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید