regulationists

[ایالات متحده]/ˌreɡjʊˈleɪʃənɪsts/
[بریتانیا]/ˌreɡjəˈleɪʃənɪsts/

ترجمه

n. افرادی که فعالیت‌ها را تنظیم یا نظارت می‌کنند، به ویژه در زمینه‌های شبکه یا اینترنت.

عبارات و ترکیب‌ها

regulationists argue

متعهدان تنظیم‌گری می‌گویند

regulationists believe

متعهدان تنظیم‌گری باور دارند

regulationists contend

متعهدان تنظیم‌گری می‌پندارند

regulationists maintain

متعهدان تنظیم‌گری حفظ می‌کنند

regulationists assert

متعهدان تنظیم‌گری ادعا می‌کنند

regulationists oppose

متعهدان تنظیم‌گری مخالفت می‌کنند

regulationists support

متعهدان تنظیم‌گری حمایت می‌کنند

regulationists advocate

متعهدان تنظیم‌گری ترویج می‌کنند

regulationists warn

متعهدان تنظیم‌گری هشدار می‌دهند

regulationists claim

متعهدان تنظیم‌گری ادعا می‌کنند

جملات نمونه

regulationists argue that stricter environmental regulations are necessary to combat climate change.

متعهدان به تنظیم‌گری می‌گویند که قوانین محیط زیست سخت‌گیرانه‌تر برای مقابله با تغییرات اقلیمی ضروری است.

many regulationists believe that government oversight protects consumer interests effectively.

بسیاری از متعهدان به تنظیم‌گری باور دارند که نظارت دولت به طور مؤثری علایق مصرف‌کنندگان را حفظ می‌کند.

some regulationists contend that current financial laws are insufficient to prevent crises.

برخی از متعهدان به تنظیم‌گری می‌گویند که قوانین مالی فعلی برای جلوگیری از بحران‌ها کافی نیستند.

regulationists advocate for comprehensive data privacy protections in the digital age.

متعهدان به تنظیم‌گری به حمایت از حفاظت جامع از حریم خصوصی داده‌ها در عصر دیجیتال می‌پردازند.

proponents of regulationists argue that their policies promote long-term market stability.

متعهدان به تنظیم‌گری می‌گویند که سیاست‌های آن‌ها ثبات بازار را در بلند مدت ترویج می‌دهد.

critics sometimes disagree with regulationists on the pace of economic reform.

انتقادات گاهی با متعهدان به تنظیم‌گری در مورد سرعت اصلاحات اقتصادی متفق نیستند.

regulationists emphasize the importance of rigorous workplace safety standards.

متعهدان به تنظیم‌گری اهمیت استانداردهای ایمنی کارگاهی دقیق را تاکید می‌کنند.

according to regulationists, corporate accountability is essential for public trust.

بر اساس متعهدان به تنظیم‌گری، مسئولیت‌پذیری شرکت‌ها برای ایجاد اعتماد عمومی ضروری است.

regulationists worry about potential loopholes that could undermine regulatory efforts.

متعهدان به تنظیم‌گری نگران احتمال وجود فریب‌هایی هستند که ممکن است تلاش‌های تنظیمی را زیر پا بگیرد.

regulationists suggest that international cooperation is crucial for effective governance.

متعهدان به تنظیم‌گری پیشنهاد می‌کنند که همکاری بین‌المللی برای حکمرانی مؤثر ضروری است.

many regulationists focus on protecting vulnerable populations from exploitation.

بسیاری از متعهدان به تنظیم‌گری روی حفاظت جوامع آسیب‌پذیر از استغلال متمرکز هستند.

regulationists maintain that ethical business practices ultimately benefit society.

متعهدان به تنظیم‌گری حفظ می‌کنند که رفتارهای اخلاقی در کسب و کار در نهایت به جامعه مفید است.

policy makers frequently consult regulationists for expert guidance on legislation.

سازمان‌های سیاست‌گذاری اغلب از متعهدان به تنظیم‌گری برای راهنمایی متخصص در قانون‌گذاری استفاده می‌کنند.

regulationists claim that balanced oversight encourages sustainable economic growth.

متعهدان به تنظیم‌گری مدعی هستند که نظارت متعادل رشد اقتصادی پایدار را تشویق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید