reheeling the boat
تکمیل کردن قایق
reheeling quickly
تکمیل کردن به سرعت
reheeling process
فرآیند تکمیل کردن
reheeling angle
زاویه تکمیل کردن
reheeling technique
فن تکمیل کردن
reheeling practice
روش تکمیل کردن
reheeling stability
پایداری تکمیل کردن
reheeling system
سیستم تکمیل کردن
reheeling effectively
تکمیل کردن به طریق مؤثر
the climber carefully checked the reheeling points on the rock face.
کلیمber به دقت نقاط اسکیت روی سطح سنگ را بررسی کرد.
after a long route, reheeling is essential for maintaining grip.
پس از یک مسیر طولانی، اسکیت برای حفظ گرفتگی ضروری است.
he practiced his reheeling technique on the climbing wall.
او فن اسکیت خود را روی دیوار بالا رفتن تمرین کرد.
reheeling with a precise foot placement can significantly improve performance.
قرار دادن پای دقیق با اسکیت می تواند عملکرد را به طور قابل توجهی بهبود بخشد.
she used reheeling to overcome a difficult crux on the climb.
او از اسکیت برای غلبه بر یک قسمت سخت در بالا رفتن استفاده کرد.
consistent reheeling is a key skill for advanced climbers.
اسکیت پیوسته یک مهارت کلیدی برای بالابران پیشرفته است.
the guide demonstrated the proper technique for dynamic reheeling.
گاید فن مناسب برای اسکیت دینامیک را نشان داد.
reheeling allows climbers to shift their center of gravity effectively.
اسکیت به بالابران امکان می دهد تا به طور موثر مرکز گرانش خود را جابه جا کنند.
he noticed a slight wear on the holds and planned for reheeling.
او تهییج کمی روی گرفتگی ها را متوجه شد و برای اسکیت برنامه ریزی کرد.
reheeling requires good body awareness and footwork.
اسکیت نیاز به آگاهی خوب از بدن و فن پایی دارد.
she incorporated reheeling into her climbing strategy.
او اسکیت را در استراتژی بالا رفتن خود جایگذاری کرد.
reheeling the boat
تکمیل کردن قایق
reheeling quickly
تکمیل کردن به سرعت
reheeling process
فرآیند تکمیل کردن
reheeling angle
زاویه تکمیل کردن
reheeling technique
فن تکمیل کردن
reheeling practice
روش تکمیل کردن
reheeling stability
پایداری تکمیل کردن
reheeling system
سیستم تکمیل کردن
reheeling effectively
تکمیل کردن به طریق مؤثر
the climber carefully checked the reheeling points on the rock face.
کلیمber به دقت نقاط اسکیت روی سطح سنگ را بررسی کرد.
after a long route, reheeling is essential for maintaining grip.
پس از یک مسیر طولانی، اسکیت برای حفظ گرفتگی ضروری است.
he practiced his reheeling technique on the climbing wall.
او فن اسکیت خود را روی دیوار بالا رفتن تمرین کرد.
reheeling with a precise foot placement can significantly improve performance.
قرار دادن پای دقیق با اسکیت می تواند عملکرد را به طور قابل توجهی بهبود بخشد.
she used reheeling to overcome a difficult crux on the climb.
او از اسکیت برای غلبه بر یک قسمت سخت در بالا رفتن استفاده کرد.
consistent reheeling is a key skill for advanced climbers.
اسکیت پیوسته یک مهارت کلیدی برای بالابران پیشرفته است.
the guide demonstrated the proper technique for dynamic reheeling.
گاید فن مناسب برای اسکیت دینامیک را نشان داد.
reheeling allows climbers to shift their center of gravity effectively.
اسکیت به بالابران امکان می دهد تا به طور موثر مرکز گرانش خود را جابه جا کنند.
he noticed a slight wear on the holds and planned for reheeling.
او تهییج کمی روی گرفتگی ها را متوجه شد و برای اسکیت برنامه ریزی کرد.
reheeling requires good body awareness and footwork.
اسکیت نیاز به آگاهی خوب از بدن و فن پایی دارد.
she incorporated reheeling into her climbing strategy.
او اسکیت را در استراتژی بالا رفتن خود جایگذاری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید